ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
مى كند و براى رسيدن به آنها تلاش مى كند - دو بيت زير را از مولوى دقت فرماييد :
< شعر > لطف شير و انگبين عكس دل است هر خوشى را آن خوش از دل حاصل است پس بود دل جوهر و عالم عرض سايهء دل كى بود دل را غرض < / شعر > معناى اين دو بيت چنين است كه هر آن چيزى كه در اين دنيا داراى لطف و زيبائى و امتياز است ، وابسته به جوهر آدمى است كه آنها را دريافت مى كند ، شما شير و انگبين را كه از غذاهاى لطيف است بريزيد به گلوى گاو و گوسفند و ماهى و شير و پلنگ ، آيا آن لذت و تأثير را كه در شما ايجاد مى كند در آن جانوران هم ايجاد مى نمايد نه هرگز ، زيرا آن لذت و تاثير مثبت مربوط به ساختمان وجودى شما است كه بخود شما مخصوص است . همچنين مقام و زيبائى و سلطه و علم و غيرها . همه اين امور با نظر به ماهيت و ساختمان وجودى شما مطلوب و داراى امتياز مى باشند بنا بر اين ، نبايد جوهر و شخصيت انسانى خود آنها را هدف نهايى حيات خويشتن قرار بدهد ، زيرا همواره هدف بايد موقعيتى را براى انسان بوجود بياورد كه موجب اعتلاى او باشد در حالى كه تمامى امتيازات دنيوى مطلوبيت و امتياز بودن خود را از جوهر و استعدادهاى آدمى در مى آيد .
نتيجهء نهايى اينست كه اين دنيا با هر امتيازى هم كه داشته باشد نمى تواند مقصد و منزلگه نهائى انسان بوده باشد . اينست معنا و دليل كلام معجزه آساى امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام .
ممكن است شما بگوييد : اگر ملاك بالاتر بودن عظمت شخصيت آدمى از هر موضوعى كه در اين دنيا براى او هدف تلقى شود ، اينست كه مطلوبيت آن موضوع مقتضاى استعداد او است ، بنا بر اين مطلوبيت كمال حتى مطلوبيت خداجوئى او نيز