ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - دليل سوم
جبرى ثانوى ، افراد انسانى را بحال خود رها كند ، خواهيم ديد در هر جامعه اى نمونه هايى از هر گونه وضع روانى كه در جوامع ديگر وجود دارد ، ديده مى شود . اين موضوع در افرادى از جوامع كه بيطرفانه به انديشهها و تعقلهاى انسانى مى پردازند بطور فراوان قابل مشاهده ميباشد . باين معنى كه ما شاهد هر گونه فعاليت روانى در جوامعى كه از نظر عقبماندگى و پيشرفت نزديك بهمديگر هستند ، مى باشيم . آيا فعاليت روانى متفكران ايرانى در بارهء اهميت قدرت و زيبايى و احتياج ، با فعاليت روانى متفكران مصرى ، تفاوتى دارد آيا كدام يك از متفكران اين دو جامعه در اصول بنيادين مفاهيم مزبور با يكديگر اختلاف دارند آيا ممكن است متفكران دو جامعهء انگلستان و آلمان مثلا در لزوم فرهنگ فعال و اقتصاد بارور ، با يكديگر اختلاف داشته باشند آنچه كه عامل دو گانگى و اختلاف دو جامعه با يكديگر ميباشد ، زمينههاى ثانوى محيط خاص و نژاد معين و سرگذشتهاى تاريخى است كه آن دو را از نظر شكل و كيفيت از يكديگر تفكيك مى نمايد .
دليل سوم - قرنها مى گذرد كه كتابهايى در جهانبينى و علوم انسانى مانند بيولوژى و فيزيولوژى و پسيكولوژى در شرق نوشته مى شود و به غرب منتقل مى گردد و بالعكس در غرب نوشته مى شود و به شرق منتقل مى گردد ، و محتويات اين كتابها و آثار با قطع نظر از خصوصيات ثانوى شرق و غرب مورد بهره بردارى قرار مى گيرد . من كه يك فرد شرقى هستم محتويات بينوايان ويكتور هوگو و جنگ و صلح تولستوى و درياچهء لامارتين را آن چنان تلقى ميكنم كه گويى در جامعهء شرقى نوشته شده و بازگو كنندهء اصول و رويدادهاى انسان شرقى ميباشد ، از طرف ديگر نيكلسون غربى مثنوى جلال الدين مولوى و گوته ديوان حافظ را چنان عاشقانه شرح و توضيح مى دهند كه گويى همهء محتويات مثنوى و ديوان حافظ مربوط به جامعهء غربى ميباشد . موريس باريس مولوى شرقى را چنين