ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - مفهوم سوم - اختيار
انتخاب كار برخوردار است . وقتى گفته مى شود ، فرد ، در اجتماع خود مادامى كه ضررى به اجتماع نمى زند آزاد است « يعنى مى تواند در غير صورت مزاحمت ديگران ، از هر گونه » مى خواهم « استفاده كند . همين مفهوم در فعاليت غرايز مهار نشده نيز بكار مى رود ، يعنى مقصود از آزادى غرايز اينست كه اين پديدهها مى توانند بدون قيد و شرط به فعاليت بيافتند .
مفهوم سوم - اختيار عبارت است از آن آزادى كه در سر چند راهى آنچه را كه اصول عقلانى و وجدانى خير بيند ، انتخاب ميكند . پس در حقيقت كلمهء اختيار مفهومى والاتر از رهايى و آزادى را نشان مى دهد . با نظر به دستور زبان عربى كلمهء اختيار باب افتعال از خير است اين باب گاهى براى پذيرش مادهء كلمه است مانند اختتام كه بمعناى پذيرش پايان است ، گاهى بمعناى جويندگى است مانند اختيار كه بمعناى خيرجويى و آزمايش ( طلب واقعيت ) است . گاه ديگر بمعناى گزينش است مانند احترام ، وقتى كه مى گوييم : به فلان شخصيت احترام مى گذاريم ، معنايش اينست كه بمقام شخصيت آن فرد حرمت را برگزيدهايم . در مفهوم اختيار هر دو معنى ( جويندگى و گزينش ) امكان پذير است . بنا بر اين معناى اختيار عبارت است از طلب خير يا برگزيدن خير در كارى كه صادر مى شود .
با نظر باين تحقيق است كه پديدهء اختيار با وضوح كامل در مقابل جبر حلّ مى شود .
با اين بيان كه شخصيت انسانى « نه خود طبيعى » آن عامل مديريت است كه بوسيلهء بهره بردارى از قوانين عقلانى و وجدانى همواره راه خير را انتخاب ميكند . و اين عمل مستند به ذات شخصيت است كه شعاعى از خورشيد عظمت خداوندى است . آنچه كه انسان انجام مى دهد ، بهره بردارى صحيح از اين شعاع ربّانى است ، ما اين بهره بردارى را اختيار مى نماييم . در نتيجه كار اختيارى بالاتر از مراحل زير قرار مى گيرد : ١ - مرحلهء توجه به عوامل ناشايست يا خلاف واقع .