ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - ٢ - توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مى نمايد ، چيست
سه عامل غرايز و « من اجتماعى » و « من برتر » ، يا يك شخصيت است و سه نوع فعاليت دارد ) يكى از دو فعاليت كه عامل درونى انجام مى دهد ، با استخدام آگاهى به قوانين و اصول عقلانى است . دومى تنها جوشش و ادامه و تورم خود را مى خواهد . اولى شخصيت و دومى خود طبيعى است . در بارهء كارهاى اختيارى كه بيش از يك راه براى انسان وجود دارد ، شخصيت و خود طبيعى دست به فعاليت مى زنند . در اين فعاليتها هر اندازه كه شخصيت بر خود طبيعى پيروز مى گردد بهمان اندازه دست شخصيت در سلطه و نظارت برد و قطب مثبت و منفى كار بازتر و در نتيجه كار صادر از پديدهء اختيار ، بيشتر برخوردار مى گردد . اگر اين سؤال مطرح شود كه دخالت شخصيت در كار جزء تكميل كنندهء علَّت صدور كار ميباشد ، بنا بر اين باز كار مفروض در مجراى قانون عليت قرار مى گيرد . پاسخ اين سؤال اينست كه دخالت شخصيت در كار ، مانند دخالت جزئى از علت در مجموع اجزاى آن نيست بلكه شخصيت عمل سازندگى را در اجزاى ساير اجزاء علت صدور كار انجام مى دهد .
بعنوان مثال ، موقعى كه يك انسان براى بدست آوردن مقام دست بكار مى شود ، در ميان كارهايى كه بايستى انجام بدهد ، با ناديده گرفتن يك حق مسلم روبرو مى گردد ، مثلا دست مى برد و نام يك فرد را براى آن مقام شايسته تر از اوست ، حذف ميكند و تهمتها و نارواها بآن شخص مى بندد . در اين كارى كه انجام مى دهد : حذف نام يك فرد از ستون شايستگى . از ديدگاه عينى چيزى است مانند پاره كردن كاغذى كه نام شخص در آن نوشته شده است ، يا كشيدن قلم روى انام ، اين دو پديدهء عينى دو رويداد است كه نمودار مى شود ، اين تنها شخصيت است كه نشان حقكشى روى اين دو پديده مى زند و آن دو را از عنوان بيطرفى به قلمرو زشتى و پليدى مى كشاند . بعبارت اصطلاحى : عليت آن دو را براى پليدى اثبات ميكند . اينست معناى اين كه « شخصيت علَّت ساز است »