ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
در اين عبارت ، با كمال وضوح مى بينيد كه اين محقق به وجود هفت ميليون چرا ( ؟ ) در جوهر حيات اعتراف مى كند . و اين مسئله هم بديهى است كه سؤال از اين كه « چرا حيات اين مسير معين را براى تكامل پيموده است » قطعا بدون پاسخ خواهد ماند ، بنا بر اين ، سئوالات ما در بارهء جوهر يا حقيقت حيات هفت ميليون و يك سؤال خواهد بود .
بسيار جالب است كه آقاى اپارين در صفحهء ٢٩٩ از مأخذ ذيل نقص شديد معلومات را در جريان تكامل مطرح مى نمايد او مى گويد : « متاسفانه هنوز معلومات ما در بارهء اين تكامل ، بسيار ناچيزتر از آن است كه بتوانيم مسير آن را بطور سيستماتيك مشخص كنيم و دگرگونىهاى كيفى سازمان انتقال فعالانه مواد را كه در مراحل خاصى از تكامل دنياى زنده رخ دادهاند ، مورد توجه قرار بدهيم . » بطور كلى اگر شما فرصتى مناسب پيدا كنيد و بتوانيد بسراغ جملات نهايى فيلسوفان و صاحبنظران شرق و غرب و قديم و جديد برويد و ببينيد آنان در بارهء انسان و حيات و شئون او در ارتباطات چهارگانه چگونه اظهار ناتوانى كردهاند [١] تصديق خواهيد كرد كه اكثريت قريب به اتفاق مردم اعم از جاهل و عالم به علوم معمولى ، ظواهرى از دنيا را مى فهمند و ارتباط علمى آنان تنها با پديده هايى از عالم بيجان و جاندار است . اين حقيقت كه معلومات انسان تاكنون در برابر مجهولات وى بسيار ناچيز است ، مورد اعتراف همهء صاحبنظران دنيا است . فقط به عنوان مثال جملاتى را از يكى از بزرگترين پرچمداران علم و فلسفهء قرن حاضر ( آلفرد نورث و ايتهد ) در اينجا مى آوريم . او مى گويد : « قسمت اول - منظور من از عبارت » آينده نگرى تاريخى « چيزى كاملا متفاوت ، با
[١] ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود .