ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - ترجمهء خطبهء صد و سى و دوم
اجتماعى . ترديدى نيست كه اين قسم درد و اندوه با عظمتتر و با ارزشتر و مقدستر است از قسم اول كه ناشى از فقدان خواستههاى نفس حيوانى ( خود طبيعى ) ميباشد . با توجه به اصل فوق ( اختلاف عوامل شاديها و اندوهها ) است كه فعاليتهاى تعليم و تربيت بايد بهر نحو است به تفسير شاديها و اندوهها و توجيه عقلانى مردم در بارهء اين دو پديدهء طبيعى ، اهميت حياتى بدهد .
نتيجهء بسيار مهمّى كه از اين مبحث مى گيريم ، اينست كه شخصيت انسانى با قدرتى كه بوسيلهء رشد و تكامل به دست مى آورد ، ملاك شاديها و اندوههاى خود را ، انبساط و انقباض كمالى و ارزشى قرار مى دهد ، نه نقص و افزايش . وصول به خواستههاى نفس حيوانى وقتى كه شخصيت به اين مقام نائل گشت ، نه تنها اهميتى به آمدن و رفتن شاديها و اندوههاى مربوط به نفس حيوانى نمى دهد ، زيرا درمى يابد كه - < شعر > غم و شادى بر عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادى آن كاين غم از اوست به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست < / شعر > مى فهمد كه :
< شعر > أزمّة الامور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده < / شعر > ( عنان و عوامل همهء امور به دست خداونديست و همهء موجودات عالم هستى از عنايات او استمداد مى كنند ) بلكه بدانجهت كه شخصيت آگاه مى فهمد همهء فعاليتهاى خداوندى در بارهء وجود او ، چه آنچه كه مى گيرد و چه آنچه كه مى دهد ، مستند به حكمت و مشيت بالغه خداوندى است كه جز به نفع كمال وجودى او بجريان نمى افتد ،