ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - بدانجهت كه شخصيت پيامبر اسلام و مكتبى كه او آورده بود ، براى همهء طبقات و گروههاى آن دوران كاملا روشن نشده بود ، لذا وقوع آشوبها و بحرانهاى غير قابل توضيح و ظالمانه ، در دوران خلافت امير المؤمنين عليه السلام امرى طبيعى بوده است
را رها كرده و بند آنها باز شده باشد ، اين هجوم بقدرى شديد بود كه گمان كردم مردم مرا خواهند كشت يا بعضى از آنان بعضى ديگر را در آن هجوم از پاى در خواهند آورد . . . [ خطبهء ٥٤ ص ٩١ ] ٤ . مرا رها كنيد ، كسى ديگر را بجاى من براى زمامدارى برگزينيد ، زيرا ما بسوى آن وضع و جريان اجتماعى مى رويم كه داراى وجوه و رنگهايى است ، دلها براى آن دوام نمى آورد و عقول آن را تحمل نمى كند ، همهء چشم اندازهاى سرنوشت اين جامعه را ابرهاى تيره پوشيده و جادهء تنظيم « حيات معقول » مردم جامعه مبهم و گمراه كننده گشته است .
و بدانيد اگر من خواستهء شما ( زمامدارى ) را بپذيرم ، مصالح و مفاسد شما را آن چنانكه مى دانم شما را اداره خواهم كرد و به سخن هيچ گوينده و عتاب هيچ ملامتگرى گوش نخواهم داد . و اگر مرا رها كنيد ، من هم مانند يكى از شما خواهم بود و شايد من به دستورات كسى كه انتخاب خواهيد كرد شنواترين و مطيعترين شما باشم و من وزارت را در مديريت جامعهء شما به عهده بگيرم بهتر از آن است كه زمامدارى شما را بپذيرم . [ خطبه ٩٢ ص ١٣٦ ] ٥ . سوگند بخدا ، من نه رغبتى در خلافت داشتم و نه نيازى در زمامدارى ، و لكن شما مرا به پذيرش آن دعوت كرديد و مرا بآن وادار نموديد ، و در آن هنگام كه خلافت به من منتهى شد ، من در كتاب الهى و در آنچه كه براى ما در آن كتاب فرموده و به آن چه كه دستور داده مطابق آن حكم كنيم نظر كردم و از آن پيروى نمودم و بآن سنتى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم وضع كرده است ، تبعيت كردم . . . [ خطبهء ٢٠٥ ص ٣٢٢ ] ٦ . « و مردم با من بيعت كردند بدون اكراه و اجبار ، بلكه با كمال اختيار و آزادى »