ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعهء اسلامى ، داناترين و با تقوىترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آن حضرت تعيين مى نمودند
وقتى كه از نزد پيامبر بيرون رفت ، به او گفتند پيامبر بتو چه گفت آن حضرت فرمود : پيامبر ١٠٠٠ باب از علم براى من آموخت كه از هر باب آنها ١٠٠٠ باب گشوده مى شود » [١] ابو الفرج غيث بن على به اسناد خود از محمد بن الحسين از على بن ابي طالب عليه السلام نقل مى كند كه فرمود : « هر وقت چيزى از پيامبر سؤال مى كردم بمن پاسخ مى داد و هر وقت ساكت مى شدم خود آن حضرت به سخن گفتن مى پرداخت و هيچ آيه اى بر او نازل نشد مگر اين كه آنرا خواندم و تفسير و تأويل آن را دانستم و پيامبر از خدا مسئلت كرد كه هيچ چيزى از آنچه را كه بمن تعليم فرمود ، فراموش نكنم .
پس من ، هيچ حلال و حرام و امر و نهى و اطاعت و معصيتى را فراموش ننمودم . و پيامبر اكرم دست خود را روى سينهء من گذاشت و گفت : خدايا ، قلب على را با علم و فهم و حكم و نور پر كن ، سپس به من فرمود : پروردگار من عز و جل به من خبر داد كه دعايم را در حق تو مستجاب فرمود . » [٢] ابو على المقرى با اسناد خود از انس نقل كرده است كه او مى گويد : « رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم باو فرمود : براى من آب وضو تهيه كن [ حضرت وضو گرفت ] و سپس دو ركعت نماز خواند و پس فرمود : « اولين كسى كه از اين در بر تو وارد مى شود امير المؤمنين و سيد المسلمين و پيشواى كمال يافتگان رو سفيد و خاتم اوصيا است . انس مى گويد : گفتم : خدايا اين شخص يكى از انصار باشد ، و اين نيت را در دلم مخفى كردم ، ناگهان على ( ع ) وارد شد . پيامبر فرمود : اى انس اين شخص كيست عرض كردم : على ( ع ) است . پس پيامبر در حال انبساط برخاست و دست به گردن على انداخت و او را به آغوش گرفت و صورتش را به صورت على مى كشيد و عرق على ( ع ) را
[١] همين مأخذ ص ٤٨٤ و ٤٨٥ .
[٢] همين مأخذ ص ٤٨٥ و ٤٨٦ .