مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٦ - سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر امام حسن عسکری علیه السّلام
[١]* از زمان پیش، عاصمۀ بزرگی از عَواصِم و محلهای علم شیعه بوده است. در بلده قم به مقداری که از شمارش و حساب بیرون میباشد راویان شیعه، و به مقدار بسیاری از مؤلّفین در علم حدیث و در سایر فنون علم مجتمع بودهاند.
و در سامرّاء و اطراف مجاور سامرّاء به قدری شیعه زیاد بوده است که به مقدار معتنابهی بالغ میگردیده است. و در بلده بغداد خلق کثیری شیعه بودهاند. شهر مَدائن در آن عصر معمور و آباد بوده است و تشیّع در آن دارای قِدْحِ مُعَلَّی** بوده است. و پیوسته مواصلات میان شیعیان آنجا و میان امام، متوالی و مرتَّب بوده است. و شاید سلمان فارسی اوّلین واضع حَجَر تشیّع در آنجا بوده است، و روی آن حَجَر بوده است که حُذَیْفَة بن یَمان بنای تشیّع کرده است.
و اما از کوفۀ آن عصر چیزی مپرس. کوفه در آن عصر، و ما قبل از آن، و ما بعد از آن از بزرگترین شهرهای تشیّع محسوب میگردیده است ....
باری، پیوسته حال بنیعباس با امام عسکری علیه السّلام بر همان منوال خشونت بود، تا آنکه مُعْتمِد عباسی او را با سمّ پنهانی شهید کرد. و شیعه نیز بر همان منوال بودند تا حضرت امام علیهالسّلام از دنیا رحلت نمود.
*. آن حضرت در شهر ربیع الآخر از سنۀ ٢٣١ و یا ٢٣٢ متولّد شدند، و در سامرّاء هشتم ربیع الاوّل از سنۀ ٢٦٠ علی الأشهر رحلت یافتند، و با پدرشان در خانۀ خودشان مدفون شدند. ایّام امامت آن حضرت شش سال و عمرشان ٢٨ یا ٢٩ سال بوده است؛ و علیهذا بعد از حضرت امام محمّد تقی علیه السّلام کوچکترین امامان بودهاند.
**. قِدْح با کسره قاف و سکون دال: عبارت است از تیری که پرتاب میکنند پیش از آنکه تراشیده و تسویه گردد. و به تیر مَیْسر (قمار) نیز قِدْح گویند. و معلَّی: عبارت است از هفتمین تیر از سهام میسر قمار که از همه دارای برد بیشتری بوده است. در زمان جاهلیت نوعی از قمار بود که بدان أزلام میگفتند و آن بدین گونه بود که شتری را به قیمت خود میخریدند و آن را به قمار میگذاردند. بدین طریق که هشت نفر برای قمار مجتمع میشدند و هشت چوبه تیر را در ظرفی مینهادند و روی یکی مینوشتند: یک سهم و روی دگری دو سهم و همینطور تا روی هفتمین مینوشتند هفت سهم و هریک از اینها اسم خاصی را دارا بود؛ مثلاً نام هفتمی از آنها مُعَلَّی بود، و روی هشتمین مینوشتند: بدون سهم. آنگاه این شتر را به ٢٨ سهم تقسیم مینمودند؛ یعنی به ٧ سهمی و ٦ سهمی و ٥ سهمی تا یک سهمی که مجموعاً ٢٨ سهم میگردد. هشت تن قمارباز میآمدند بر سر آن ظرف و چوبههای تیر را بر میداشتند. آن چوبهای که بر روی آن عدد یک نوشته بود یک سهم را میبرد، و آن که به روی آن عدد دو نوشته بود دو سهم را میبرد. و همینطور آن کس که عدد ٧ را بر میداشت ٧ سهم از شتر را میبرد، که بزرگترین سهم بوده است. و آن کس که چوبه بدون سهم را برمیداشت بازنده در این قمار بود، و میبایست به تنهایی تمام قیمت شتر را بپردازد. و در این نوع قمار هفت نفر برنده بودهاند به سهامهای متفاوت، *