مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٥ - محییالدّین عربی در
عبدالله و جعفر و اسماعیل. و أبومحمّد حسن العسکری علیهالسّلام، فرزندش محمّد معلوم است در نزد خاصّۀ اصحاب او و ثقات اهل او.“
آنگاه مختصری از حدیث حکیمه خاتون نقل کرده و در آخر آن گفته که:
”حضرت عسکری علیهالسّلام فرمود: ای عمّه! ببر این فرزند را نزد مادرش!
پس او را بردم و به مادرش برگرداندم. حکیمه گفت: پس آمدم نزد أبیمحمّد حسن عسکری علیهالسّلام، پس دیدم آن مولود را که در پیش روی اوست و بر او جامه زردی است. آنقدر بَهاء و نور داشت که قلب مرا مأخوذ داشت؛ پس گفتم: ای سیّد من! آیا در نزد شما علمی هست در این مولود مبارک، پس آن را القا فرمایی به من؟
فرمود: ای عمّه! این است آنکه باید انتظار او را داشت! این است که ما را بشارت دادند به او!
حکیمه گفت: پس من به سجده افتادم برای شکر خداوند بر این مژده.
گفت: آنگاه تردّد میکردم نزد أبیمحمّد حسن عسگری علیهالسّلام، پس او را نمیدیدم؛ پس روزی به او گفتم: ای مولای من! چه کردی با سیّد و منتظَر ما؟
فرمود: سپردیم او را به کسی که سپرد مادر موسی به او پسر خود را.“»
محییالدّین عربی در فتوحات تصریح به امام زمان پسر امام حسنعسکری علیهما السّلام کرده است
[النجم الثاقب صفحه ٣٣٩]:
«و ابن عربی مالکی با آن همه نصب و عداوتی که با امامیه دارد، حتّی در سامرۀ خود میگوید: ”رجبیّون جمعی از اهل ریاضتند در ماه رجب که اکثر کشف ایشان اینست که: رافضیان را به صورت خوک میبینند.“ در باب سیصد و شصت و