مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩٨ - خدع١٧٢٨ مأمون در تفویض ولایت به حضرت رضا
و فصل زمستان را در آنجا میماندیم. چون به کاظمین مشرّف شدیم و در منزل مرحوم حیدری رفتیم، دیدیم صدای گریۀ طفل نوزاد بلند است، و اهل منزل آنقدر خوشحالند که در پوست نمیگنجند؛ و گفتند: همین که ما از مشهد مراجعت کردیم و شوهر این دختر با او مضاجعت کرد، به مجرّد آمیزش حمل برداشت و اینک که نه ماه میگذرد، بچه تولّد یافته است. و بهترین موهبت و عطای حضرت رضا علیهالسّلام به ما رسیده است.»[١]
خدعۀ مأمون در تفویض ولایت به حضرت رضا
[تاریخ الشّیعة] صفحة ٥١:
«فلمّا دخَل خراسانَ و اجتمع به المأمونُ أظهَرَ المأمونُ للإمام أنّه یرید أنتنازل له عن الخلافة، لأنّه وجَده أحقَّ بها لفَضلِه، فقال له الإمامُ: ”إن کانت الخلافةُ حقًّا لک مِن الله فلیس لک أن تَخلَعها عنک و تُوَلِّیها غیرَک، و إن لم تکن لک فکیف تَهَب ما لیس لک؟!“
فقال: إذَنْ، تَقبَل ولایةَ العَهد، فأبَی علیه الإمامُ أشَدَّ الإباء، فقال له المأمونُ: ما استقدمناک باختیارِک فلا نَعهَد إلیک باختیارک، فوالله! إن لم تَفعَل ضَرَبتُ عُنُقَک، فلمیَجِد الإمامُ بُدًّا من الاستسلام، غیرَ أنّه اشترط علی المأمون أن لا یتداخل فی شئون الدَّولة أبدًا، فقبِل المأمونُ منه ذلک. و أمَر فبایع النّاسُ الرّضا علیهالسّلام بولایة العهد، و ضرَب السّکّةَ باسمه و أجرَی المراسیمَ الباهرة و وفَدتِ الشعراءُ للتّهنئة و أجزَلَ لهم العطاءَ، و کتَب إلی البلاد کلِّها بأخذ البیعةِ بالولایة للرّضا علیهالسّلام.»[٢]
[١]ـ جنگ ٧، ص ٥٧٨.
[٢]ـ کان ذلک فی عام قدومه من المدینة و هو عام ٢٠١، و زوّجه بابنته أُمّ حبیبة فی عام ٢٠٢، و قَتَله بالسّم فی الشّهر الثانی من عام ٢٠٣. (مرحوم علاّمه طهرانی قدّس سرّه)