مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣١٨ - شعر یکی از تابعین هنگام مواجهه با رأس مطهّر امام حسین علیه السّلام در شام
|
٤. و یُکبّرون بأن قُتِلْتَ و إنّما |
قَتَلوا بک التکبیرَ و التّهلیلا»[١]و[٢] |
* * *
در البدایة و النّهایة ابن کثیر دمشقی، جلد ٨، صفحۀ ١٩٨ آورده است که: «و ممّا أنشَدَه الحاکمُ أبوعبدالله النیشابوری و غیرُه لبعض المحقّقین فی مَقتل الحسین:
|
١. جاءوا برأسِک یا بنَ بنتِ محمّدٍ |
مُتَزَمِّلًا بدمائِه تَزمیلا |
|
|
٢. و کأنّما بک یا ابنَ بنتِ محمّدٍ |
قتلوا جِهارًا عامِدین رسولا |
|
|
٣. قَتَلوک عطشانًا و لم یتدبّروا[٣] |
فی قَتلِک القرآنَ و التّنزیلا |
|
|
٤. و یُکبِّرون بأن قُتِلتَ و إنّما |
قَتَلوا بک التّکبیرَ و التَّهلیلا[٤]و[٥] |
[١]ـ بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ١٢٩. [٢]ـ جنگ ٦، ص ٤٦. [٣]ـ خ ل: یترقّبوا. [٤]ـ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٨٣: «١. اى پسر دختر محمّد! سر تو را به نزد یزید آوردند، در حالیکه با خونهاى سرازیر شده از خودش آغشته و در هم پیچیده بود. ٢. و گویا اى پسر دختر محمّد! با کشتن تو، آنها از روى عمد و اراده، علناً و آشکارا پیغمبر را کشتند. ٣. تو را با دهان تشنه کشتند؛ و درباره کشتن تو، در قرآن و فرود آمدنش تدبّر و تفکّرى ننمودند. ٤. چون تو را کشتند صدا به تکبیر بلند کردند؛ در حالیکه به واسطۀ کشتن تو، حقیقت تکبیر و تهلیل را کشتند.» [٥]ـ جنگ ١٦، ص ١٣١.