مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٦ - اشعار کفرآمیز یزید در مجلس اُسراء
[اشعار کفرآمیز یزید در مجلس اُسراء]
گفتار یزید:
|
١. لیتَ أشیاخی بِبَدرٍ شَهِدوا |
وَقعَةَ الخَزرَج مَعْ[١] وَقْعِ الأسَل |
|
|
٢. لَعِبَتْ هاشِمُ بالمُلکِ فلا |
خَبرٌ جاءَ و لا وَحیٌ نَزَل |
|
|
٣. لَستُ مِن خِنْدِفَ إن لَم أنتَقِم |
مِن بَنِی أحمدَ ما کانَ فَعَل |
|
|
٤. قَد أخَذْنا مِن علیٍّ ثارَنا |
و قَتَلْنا الفارِسَ اللَّیثَ البَطَل |
|
|
٥. و قَتلنا القَرْنَ[٢] مِن ساداتِهِم |
و عَدَلناهُ ببدرٍ فانعَدَل |
|
|
٦. فَجَزَیناهُم بِبَدرٍ مِثلِها |
وَ بِأُحْدٍ یَومَ أُحْدٍ فَاعتَدَل |
|
|
٧. لَو رأوهُ لاسْتَهَلُّوا فَرَحًا |
ثُمّ قالوا یا یَزیدُ لا تَشَلّ |
|
|
٨. و کذاکَ الشّیخُ أوصانی بِه |
فاتَّبَعْتُ الشّیخَ فیما قَد سَأل[٣]و[٤] |
[١]ـ خ ل: مِن.
[٢]ـ خ ل: القوم.
[٣]ـ جنگ ١، ص ١١.
[٤]ـ البدایة و النِّهایة، ج ٨، ص ١٩٢، ص ٢٠٤ و در ص ٢٢٤؛ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٥٩٨. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٨٠، تعلیقه:
«١. اى کاش بزرگان و پیران قوم من که در جنگ بدر حاضر بودند و حوادث آن روز را از نزدیک دیده بودند، امروز حاضر بودند و حادثه خزرج (واقعه کربلا) که شمشیرهاى کشیده شده از غلاف ما کارساز شدند را مىدیدند.
٢. فرزندان هاشم چند روزى با سلطنت بازى کردند، پس بدانید که نه خبرى از عالم غیب هست و نه وحیى بر پیغمبر نازل شده است.
٣. از قبیله خِندف نیستم اگر انتقام حوادث گذشته را از فرزندان احمد نگیرم.
٤. ما از على انتقام خود را گرفتیم و آن تک سوار شیر بیشۀ شجاعت را از پاى درآوردیم.
٥. و ما آن سرور و رئیس بزرگان آنان را کشتیم، و انتقام کشتههاى خود را در جنگ بدر گرفتیم، *