مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧١ - اشعار سیّد حمیری در رثاء سیّدالشّهداء علیه السّلام در محضر حضرت امام صادق علیه السّلام
و نیز در صفحه ٩٥ از همین کتاب آمده است که چون حرّ بن یزید ریاحی آن حضرت را از رفتن به کوفه باز داشت، و گفت: اگر بروی کشته میشوی، حضرت به او فرمود:
«من همان را میگویم که آن مرد أوسی با پسر عمّ خود گفت در وقتی که میخواست پیغمبر [صلّی الله علیه و آله و سلّم] را در جنگ یاری کند و پسر عمّش او را میترسانید:
|
سَأمـضِی و ما بِالمَوتِ عارٌ علَی الفَتَی |
|
|
||
|
|
|
إذا ما نَوَی حَقًّا و جاهَدَ مُسلِمًا |
||
|
و آسَی الرِّجالَ الصالِحینَ بِنَفسِه |
|
|
||
|
|
|
و فارَقَ مَثبورًا و خالف [ودَّعَ] مُجرِمًا |
||
|
فَإن عِشتُ لَم أندَم و إن مِتُّ لَم أُلَم |
|
|
||
|
|
|
کَفَی بِکَ ذُلًّا أن تَعِیشَ و تُرغَما»[١] |
||
این تمثّل را در ارشاد مفید، صفحه ٢٤٣؛ و أعلام الوری، صفحه ٢٣٠؛ و نفسالمهموم، صفحه ١١٦ آورده است، ولی به جای «وآسَی»، «و وآسَی» آورده است؛ و معنای هر دوی آنها یکی است، چون آسی به معنای معاونت است از ءَسَیَ و وآسی از وَسَیَ نیز همینطور است.[٢]
[اشعار سیّد حمیری در رثاء سیّدالشّهداء علیه السّلام در محضر حضرت امام صادق علیه السّلام]
در أغانی، جلد ٧، صفحۀ ٢٤٠، از طبع دارالکتب المصریّة؛ و جلد ٧، صفحۀ٧،
[١]ـ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٣٧٨.
[٢]ـ جنگ ١٤، ص ٣٦.