مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٤ - روایت
آنگاه مرحوم شوشتری در مقام توضیح و شرح این حدیث گفته است: «المرادُ بالتَّرائِی غایةُ الظّهور العِلمیّ و بحسن الصّورةِ ظهورُ صفات الکمال. و وَضعُ الیَدِ کنایةٌ عن إفاضة الرَّحمةِ الخاصّةِ علی الحسین علیهالسّلام، ففی هذه الرِّوایة ستّةَ عشر خصوصیّةً معبِّرةً عن اللُّطف الإلهی مختصّةً بالحسین علیهالسّلام؛ و أخصُّها و أفخَرُها قولُه: ”وضَع اللهُ یدَه علی رأسِ الحسین علیهالسّلام.“ فإنّه کنایةٌ عن نهایةِ إفاضةِ اللُّطف بالنّسبة إلیه، بحیث لا یُتصوَّر فوقه لُطفٌ، و قد عبّراللهُ عن نهایة إفاضةالُّلطفِ الکاملِ علی النّبیّ صلّی الله علیه و آله بأنّه وَضَعَ اللهُ یَدَه علی ظَهرِه لیلةَ المعراج؛ فوضعُ الیَدِ هو غایةُ الإفاضة. لکن فی التَّفرقةِ بین کونه علی الرّأس أو علی الظَّهر حکمةٌ خاصَّة؛ و لیس من حیث الأفضلیّةِ، و فی الحقیقة الوَضعُ علی ظهرِ النّبیّ صلّی الله علیه و آله هو الوَضعُ علی رأسِ الحسین علیهالسّلام.» ـ انتهی.
أقول: در این توضیحی را که مرحوم شیخ داده است که: مراد از ترائی، غایت ظهور علمی است؛ و مراد از حسن صورت، ظهور صفات کمال است، از مرحوم مجلسی در بحار الأنوار، طبع کمپانی، جلد ١٠، صفحۀ ١٥٤ و صفحۀ ١٥٥ تبعیّت نموده است.[١] و ما در رسالۀ نور ملکوت قرآن از صفحۀ ٢١٤ تا صفحۀ ٢٢٣ این حدیث را از کامل الزیارات آوردهایم،[٢] و در پیرامون آن بحثی اجمالی نمودهایم؛ و در آن بحث به ثبوت رسیده است که: توجیه مرحوم مجلسی بلاوجه و بدون دلیل است؛ و مراد از حدیث همان معنای متبادر آن است، و هیچ اشکال و ایرادی هم نیست. فراجِعْ و اغتَنِمْ.[٣]
[١]ـ طبع حروفی، ج ٤٤، ص ٢٣٨.
[٢]ـ نور ملکوت قرآن، طبع حروفی، ج ١، ص ٢٩٤ الی ٢٩٧.
[٣]ـ جنگ ١٨، ص ٣١.