مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٤ - قصید١٧٢٨ کوثریّه آقا سیّد رضا هندی عرب در مدح رسولالله و أمیرالمؤمنین علیهما السّلام
٤٨. و لیکن أعراض و طواری این دنیای عاجل به ردای تو نچسبید و تعلّق نگرفت، ای جوهر عالم وجود!
٤٩. تو یگانه فردی بودی که برای دین خدا اهتمام نمودی؛ و غیر تو به دنیا مغرور شد!
٥٠. هیچیک از افعال و کردار تو نیست مگر آنکه برای افراد متذکّر و حقّجو، موجب تذکّر و یادآوری شود!
٥١. آن افعال، حجّتهایی است که با آن دشمنان را مُلزم کردهای؛ و موجب بیداری و هشیاری است برای کسانیکه مستبصر باشند.
٥٢. نشانههای جلال و آیاتِ عظمت تو به شمارش در نمیآید! و صفات کمال تو نیز قابل شمردن نیست!
٥٣. کسی که دربارۀ تو مدیحههای خود را طولانی کند و سخن به درازا کشاند، باز هم از عهدۀ أداءِ حقّ کوچکترین مدائح واجب تو کوتاهی کرده است!
٥٤. پس ای کعبۀ آمال من! بپذیر از مدائح من، این مقدار مختصر و میسوری را که به عنوان قربانیِ خود به پیشگاه تو هدیه آوردهام!
و لا یخفی: آنکه آقا سیّد علینقی طبسی در کتاب خود بنام التّحصیل فی أیّامالتعطیل از صفحه ٣٤٢ تا صفحه ٣٤٤ این قصیده را آوردهاند.
أقول: من بعضی از فُضلاء را دیدهام که میگویند تمام این قصیده در مدح أمیرالمؤمنین علیه السّلام است و از شعر اوّل: أمُفَلَّجُ ثغرُک، خطاب به آن حضرت است؛ ولی این سخن اشتباه است و شواهد کلام ما بسیار است:
اوّلاً: همه رسولالله را مُفَلَّجُ الأسنان شمردهاند.
ثانیاً: در بیت دوّم است: (إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ) که دربارۀ رسولالله است.
[١]* در نَبَرد جدا نمیشد و مفارقت نمینمود!