مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٤ - احوال مرحوم آیة الله قاضی در حال رحلت
مرحوم، با ملاطفت زیادی یک یک اَفرادِ فامیل را مرخّص کردند و همگی بحالی خوش و خوشوقتی تمام که آقا، حالشان خیلی خوب است همگی بمنزلهای خود، رجوع نمودند.
... مراجعت متعلّقین فامیل، در حدود یک و نیم بعد از غروب بود ...
بنده در اطاق، نزد مرحوم، شام خوردم ... بایشان که قرآن میخواندند بصورت معهود خود ... عرض کردم که شام حاضر است؛ ایشان فرمودند که میل ندارم یا اینکه أصلاً نمیخورم ... .
مسبوق هستید که هر گونه أمری از ایشان در منزل مُطاع و مَسموع بود ... به بنده فرمودند که برو همانجا که هر شب میرفتم، بنده از اطاق بیرون شدم مشغول بعضی کارها؛ شاید نیم ساعت طول نکشید که آمدند و خبر دادند که آقا شما را میخواهد ... بنده بصورت خیلی معتاد رفتم نزد ایشان ...
خیلی بشگفت[١] در آمدم که در آقا چیز دیگری مشاهده نمودم ... دیدم آقا ... همان طوری که قبل از نیم ساعت، قرآن میخواندند ... الحال هم میخوانند ولی چشمها بسته و سر بزیر انداخته ... آقا کاری دارید؟ فرمایشی هست؟ بلی میخوابم رو به قبله!
بلی بخوابید ... بمعونت همشیرهها (چه اینکه ایشان در مرض أخیر خیلی بَدین شده بودند ... چه اینکه مرضشان مرض آب بود)[٢]
آقا را نشاندیم.. بعداً جای ایشانرا درست کردیم... ثانیاً ایشانرا خوابانیده بعداً ایشان به بنده اشاره کردند که برو بخواب... بنده از خانه بیرون آمده چند قدم هم در
[١]ـ در نسخۀ اصل شگرف آمده بود و چون مسلماً سهو القلم بوده است تصحیح شد.
[٢]ـ بَدین یعنی فربه و سنگین و چاق چون مرض مرحوم قاضی استسقآء بود و این مرض موجب میشود که آب از بدن خارج نمیشود و در بدن میماند فلهذا بدن فربه و چاق میشود. (سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی).