مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٤ - مطالب منقوله از آقازاده ایشان آقای حاج سیّد علی گلپایگانی
هوش بود و مستغرق در ذکر بود به طوری که اگر او را قطعه قطعه میکردیم توجّهی نداشت؛ تا عمل تمام شد و او هم از حال و ذکر خود افتاد، و او را به اطاق معمولی بخش آوردیم و در آنجا کمکم احساس درد مینمود.
دکتر کیافر میگفت: آن مرحوم برای من حکم یک قدّیس و شخص ملکوتی و به تمام معنی روحانی بود، و نسبت به او بسیار شیفته و علاقهمند شدم، و از او تقاضا کردم مرا نصیحتی کند و ایشان سه نصیحت کردند که من تا امروز به آن عمل میکنم. رحمة الله علیه رحمةً واسعةً.
٦ـ استاد ایشان در قسمت عرفان در نجف اشرف قبل از مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی طهرانی، مرحوم آقا شیخ محمّد علی نجف آبادی معروف به آخوند گربه بود.
اقول: داستان آخوند گربه و علّت تسمیۀ او را به آن اسم، و علّت رجوع ایشان به آقای سیّد احمد را مفصّلاً خود مرحوم گلپایگانی برای حقیر بیان کردهاند.[١]
٧ـ آقا سیّد علی میگفت: من در وقت ارتحال ایشان در نجف اشرف نبودم، چون ایّام تابستان بود و برای زیارت حضرت علی بن موسی الرّضا علیهالسّلام به ایران آمده بودم و در وقتی که میخواستم از ایشان خداحافظی کنم، قدری پول به من دادند و گفتند: این برای تو کافی است و تو دیگر مرا نخواهی دید. و در مشهد و ایران سراغ کسی نرو و از کسی پولی قبول نکن! و اگر احیاناً نیازمند شدی، در مشهد از آقا شیخ کاظم دامغانی بگیر.
٨ـ در وقت فوت، برادر بزرگ من آقا سیّد محمّد، و داماد آقا شیخ محمّد تقی هرندی و مادرم حاضر بودند. آقا سیّد محمّد در گوشهای گریه میکرد. و هم مادرم و هم دامادمان نقل میکردند که:
[١]ـ برای اطلاع بیشتر پیرامون این موضوع به جلد اول همین مجموعه ص١٦٢ مراجعه شود.