مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٧ - نامهها و دستورات سلوکی آقای حدّاد به حضرت علاّمه طهرانی، قدّس الله اسرارهما
و الخَلقُ کُلُّهُم أحداثٌ یَنطِقونَ عَنِ الحُدوثِ. و قالَ:
|
فَلا بابَ لـی یُغشـَی و لا جاهَ یُرتَجَی |
||||
|
و لا جارَ لی یَحمی لِفَقدِ حَمیَّتی |
||||
أوّلاً کُنتَ تَکتُبُ مَکاتیبَ، مُدَّةً عَینی عَلَی الطَّریقِ؛ قالَ: نَسانی، ما نَسیتُهُ.
السّلامُ علَی جمیعِ الرّفقآءِ فردًا بعدَ فردٍ.
خادمکم سیّد هاشم الحدّاد
* * *
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مِنَ اللهِ و إلَی اللهِ و فی اللهِ و بِاللّهِ، و إلیهِ المَرجَعُ و المَآبُ.
شما نامهتان را از من قطع نکنید. أقلاً هفتهای یک نامه بنویس. مرتّب بنویس تا جمع شود، تا إن شاء الله فرصتی پیدا شود، یک جوابی بنویسم تا این یکی همه را ببرد.
|
قالَ: أطعِمنی فَإنّی جآئِعُ |
فَاعْتَجِلْ فَالوَقتُ سَیفٌ قاطِعُ |
|
عارِف، ابنُ الوَقت باشد ای رفیق |
نیست فردا گفتن از شرط طریق |
|
|
من چه گویم یک رگم هشیار نیست |
شرح آن یاری که او را یار نیست |
أخیک المخلِص
سیّد هاشم
* * *
بسمه تعالی
السّلامُ علیکَ یا سیّدی و سَنَدی السّیّد محمّد حسَین و رحمةُ الله و برکاته.
«می در بر و گل در کف و معشوقه به کام است» ـ إلی آخِره.
«بیا که کردهام از غیر، آینه پاک» ـ إلی آخِره.