مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٦ - دیدگاه مرحوم قاضی در مراتب بعضی از عرفاء و شعراء
است و آن این است:
|
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست |
||||
|
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست |
||||
|
به غنیمت شِمُر ای دوست، دم عیسی صبح |
||||
|
تا دل مرده مگر زنده کنی، کاین دم از اوست |
||||
|
نه فلک راست مسلم، نه ملک را حاصل |
||||
|
آنچه در سرّ سویدای بنیآدم از اوست |
||||
|
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست |
||||
|
به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست |
||||
|
زخم خونینم اگر به نشود به باشد |
||||
|
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست |
||||
|
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد |
||||
|
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست |
||||
|
پادشاهیّ و گدائی بر ما یکسانست |
||||
|
که برین در همه را پشت عبادت خم از اوست |
||||
|
سعدیا گر بکند سیل فنا خانۀ دل |
||||
|
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست[١] |
||||
امّا ملاّی رومی را عارفی رفیع مرتبه میدانستند و به اشعار وی استشهاد مینمودند و او را از شیعیان خالص أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میشمردند و قائل بودند که محال است شخصی به مرحلۀ کمال انسانی برسد و ولایت برای او مشهود
[١]ـ کلیّات سعدی، طبع محمّد علی فروغی، مطبعۀ بروخیم، قسمت مواعظ سعدی، غزلیّات عرفانی، ص ١١٨.