مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩٥ - میهمان نوازی و شدّت عسر و تضیّق معیشت آقای انصاری
الله علیها در [قبرستان] علیّ بن جعفر در مقبرهای که در قسمت شمال شرقی واقع است دفن نمودند[١].[٢]
[١]ـ جنگ ١٣، ص ١٨.
[٢]ـ [حکایتی از معلِّق محترم دربارۀ حضرت آیة الله آقای حاج شیخ محمّد جواد انصاری قدّس الله نفسه الزّکیّه].
[میهمان نوازی و شدّت عسر و تضیّق معیشت آقای انصاری]
از جمله قضایائی که حضرت والد ـقُدّس سرُّهـ از مرحوم انصاری ـ رضوان الله علیه ـ نقل میفرمودند اینکه:
مرحوم انصاری در همدان ملجأ دوستان راه خدا و سالکان إلی الله از اطراف و اکناف بود. در همه وقت از فصول سال، شیفتگان معرفت و ولایت از اقصی نقاط برای ادراک محضرش شَدّ رحال نموده چند روزی در منزل ایشان سکونت مینمودند، به طوریکه به ندرت اتّفاق میافتاد منزل ایشان خالی از مهمان و مسافرین باشد. (خود حضرت والد نیز هر ماهی چند روز به همدان میرفتند.)
مرحوم انصاری به کسی از رفقاء و ارادتمندان خود در همدان اجازه نمیدادند کسی متصدّی و متکفّل ضیافتِ اخوان گردد، و حتّی خود آن مرحوم با آن جثّه بسیار نحیف به خرید ما یحتاج شخصاً اقدام مینمودند و حتّی در تهیّۀ غذا نیز با دوستان همکاری میکردند.
برخی از افراد نادان که این اوضاع و احوال و رفت و آمدهای اشخاص را میدیدند چنین تصوّر میکردند که ایشان مخارج ضیافت را به طریق غیر معمول و از خارق عادات به دست میآورند و حتّی بین خود گفته بودند: «آقای انصاری دست میبرد از زیر تشک و مخدّۀ خود پول برمیدارد، و الاّ از طریق عادی و طبیعی چطور ایشان از عهده این مصارف میتواند برآید؟!»
در حالیکه از احوال ایشان و شدّت عسر و تضیّقاتِ مالی کاملاً مطلّع بودم و شنیدن چنین سخنانی از این گونه افراد برایم ناگوار بود.
روزی در فصل تابستان که طبعاً ورود دوستان و ارادتمندان ایشان به همدان شدّت یافته بود و بیرونی ایشان مملوّ از رفقا طهرانی و اصفهانی و شیرازی و غیره بود، من در اطاق بیرونی بعدازظهر استراحت میکردم که ناگاه متوجّه صدای مرحوم انصاری از اطاق مجاور شدم که با دو نفر مشغول صحبت بر سر فروش باغی کوچک در بیرون و اطراف همدان میباشند، و ظاهراً `