مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٢ - دو مکاشفه از جناب کربلائی نور الله دباغ
کحُلِیٍّ، ضاحکًا متسبشرًا جالسًا فی صدر المجلس، المطروس من العلماء السادة؛ فألطف بی و ادنانی منه حتّی جلست عنده اقرب ما یکون، فقلت: یا رسولالله اختلف الرأی فی رجحان الایثار و قد قیل انّه منسوخ بآیة: (وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ).[١] ـ الخ، و لکنّی اری أنّ هذه الآیة وردت فی مقام الإرشاد و النّصیحة من غیر أن یکون متکفّلاً لحکم مولویٍّ، و إنّی اُریدُ تحقیقه منک لانّک صاحب القرآن؛ فصدَّقَنی فی حدسی. و قد رأیت الصاحب الراجی فی ذلک المجلس جالسًا فی آخر المجلس متوجّهًا إلی القبلة و له بکاء شدید کأنّه یتحسّر علی اقترابی؛ و الحمد للّه اولاً و آخرًا و ظاهرًا و باطنًا. «محمد جواد».
دو مکاشفه از جناب کربلائی نور الله دباغ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب کربلائی نورالله دبّاغ نقل نمود که: در عالم رؤیا دیدم داخل باغستان بسیار نیکوئی شدم که نظیر و عدیل او را در دنیا ندیده بودم، یکطرف آن اشجار مُثمره که هر شجره دارای همه قسم میوه و انگور بود و بسیار پر ثمر و بارور بودند و یک طرف دیگر عمارت رفیعی که تقریباً هفت برابر طاق مسجد جامع همدان بود و یک نفر در آن مرتبۀ بالا ساکن بود. رفتم نزدیک که سؤال نمایم چه کسی است و به چه عمل بدین مرتبه رسیده، دیدم دست به جانب درختها آورد با اینکه درختها به فاصلۀ صد ذرع از او دور بودند نزدیک او شده به قسمی که از میانه غرفه میوه چید! رفتم نزدیک سؤال نمودم تو در دنیا چه کاره بوده[ای]؟ به عربی تکلّم نموده گفت: حمّال بودم. گفتم: به چه عمل این مقام را به تو دادند؟! گفت: بهواسطۀ نماز جماعت و روزه ماه رمضان؛ عمل من همین بود در دنیا.
و ایضاً نقل نمود: در صحرائی دیدم جنازه[ای] افتاد[ه] که سرتاپا آلوده به
[١]ـ سوره الإسرآء (١٧) قسمتی از آیه ٢٩.