مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢٢ - داستان شگفتآوری دربار١٧٢٨ عدم اسلام کسی که حجّ واجب خود را عمداً انجام نداده است
کنید! زن را حاضر نموده و اشاره کردند، بچه در شکم زن به صدا درآمده و گفت: که این جوان زنا نکرده و نطفه مرا دیگری منعقد ساخته است! در این حال زن شرمنده شد و خود اعتراف نموده داستان را بیان کرد مِن أوّله إلی آخِره؛ مردم همه تعجّب نموده و جوان تبرئه شد.[١]
داستان شگفتآوری دربارۀ عدم اسلام کسی که حجّ واجب خود را عمداً انجام نداده است
مرحوم آیة الحقّ و الیقین، فقیه معظّم و یکی از اساتید حقیر در اخلاق و عرفان آقای حاج شیخ جواد انصاری همدانی، داستان عجیب و شگفتانگیزی دربارۀ عدم اسلام مُسَوِّفین حجّ بیان کردند که برای حفظ و ضبط آن در اینجا ثبت میکنم، با آنکه از زمان نقل آن برای حقیر متجاوز از سیسال میگذرد؛ فرمودند:
یکی از تجّار معروف و مشهور همدان که به صلاح و تقوا مشهور و معروف بود، به واسطۀ عارضۀ مرض سکتۀ قلبی فوت کرد و فوت نابهنگام او اثر شدیدی در ارحام و بازماندگان و دوستان او گذاشت. شبانه جنازۀ او را به قبرستان آوردند تا فردا مراسم تغسیل و تکفین و تدفین را انجام دهند؛ و آوردن جنائز در وقت شب به قبرستان در صورتی که میّت در شب فوت کرده باشد أمر رائجی است، و چه بسا در همان شب هم غسل و کفن نموده و دفن میکنند.
چون جنازه را گذاشتند و رفتند، مأمورین سؤال برای بازپرسی آمدند و گفتند: میخواهی از دین نصاری باشی و یا از یهود؟ تو از دین اسلام نیستی و بر این معیار از تو پُرسش نخواهد شد.
او فریاد برآورد: من مسلمانم، من اسلام دارم، من یهودی و نصرانی نیستم!
[١]ـ جنگ ١٠، ص ٤٨ الی ٥٢.