مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠ - کرامتی از مرحوم قاضی در پیدا شدن تسبیح آقای شیخ جواد سهلاوی
سپس به مواضع ذکرِ اسم آن عالی مرتبت در کتب مطبوعه و غیر مطبوعه و جنگها اشاره میکنم، تا برای خَواصّ حقیر و یا کسانی که بخواهند بیشتر از احوال او مطّلع شوند و یا بخواهند شرحی از أحوال او را به نگارش در آورند، همچون سرور أرجمند و برادر مکرّم و معظّم خود، حضرت دانشمند ذیقدر، العَلَم العَلاّم و الطَّوْد الأفخم، صاحب سِرِّ پدر بزرگوار، و نمونۀ شرف و فضیلت و منهاج آن فقید عالیمقدار، جناب آقای حاج سیّد محمّد حسن قاضی طباطبائی ـ أطال الله فی عمره الشّریف و جَعَلَه خیراً من بُقْیا سَلَفِه العظیم و مَتَّعنا و مَتَّع المُسلمینَ من فائض أنفاسه الکریمة ـ این نوشتجات در مرأی و منظرشان قرارگیرد و در صورت تمایل، به شرح أحوال و ترجمۀ آن آیت کبیر إلهی بیفزایند؛ بمنّه و جوده و کرمه.
[کرامتی از مرحوم قاضی در پیدا شدن تسبیح آقای شیخ جواد سهلاوی]
آقای شیخ جواد سَهْلاوی (ره) گفتند:
یک شب برای زیارت کربلا با بَلَم (کشتی کوچک و قایق) از راه آب (فرات) میرفتیم، اتّفاقاً در آن بلم هم مرحوم قاضی سوار بودند؛ چون نماز عشاء را به جای آوردم و شام خوردم، دیدم تسبیح من نیست. تسبیح من از جنس شاه مقصود بود و من آن را بسیار دوست داشتم، هرچه تفحّص کردم أبداً پیدا نشد. خدمت مرحوم قاضی عرض کردم، فرمودند: إنَّ اللهَ عَلَی رَجْعِهِ لَقَادِرٌ.[١]
فردا صبح که سفره را باز کردم، تسبیح را در میان سفره دیدم، با آنکه این همان سفرهای بود که دیشب در آن غذا خورده بودم و پس از صرف طعام، خودم با دست خودم ته ماندۀ آن را از خردههای نان برای ماهیان دریا در شطّ تکان داده بودم!
[١]ـ اقتباس از سوره الطّارق (٨٦) آیه ٨.