مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٩ - مطالبی از علاّمه طباطبائی درباره افلاطون
[مطالبی از علاّمه طباطبائی درباره افلاطون]
حضرت علاّمه طباطبائی ـ مَدّ الله ظلاله السّامیه ـ فرمودند:
اینکه معروف است که افلاطون شریعت حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیهالسّلام را نپذیرفت و گفت که این شریعت برای ضعفاء العقول است و من که به حقیقت پیوستهام نمیتوانم در تحت این شریعت درآیم، خالی از صحّت است؛ چون افلاطون پانصد سال از حضرت عیسی مقدّم بوده است، به علّت آنکه افلاطون استاد ارسطو بوده و ارسطو استاد و وزیر اسکندر مقدونی بوده است و زمان اسکندر مقدونی در تاریخ مضبوط است.
افلاطون دارای حکمت اشراق و سرسلسلۀ رواقیّین است که با ریاضیات و مجاهدات باطنی، از راه تصفیۀ باطن، کشف حقائق و معارف الهیّه بر او میشده است و ارسطو که همان ارسطاطالیس است (و بعضی اشتباهاً آن را غیر از ارسطاطالیس دانستهاند، چون در تاریخ و حکمت غیر از ارسطو کسی را به یاد نداریم) دارای مکتبِ حکمت مشّاء بوده است که ابداً به باطن تکیه ننموده، بلکه فقط از نقطه نظر برهان مسائل حکمیّه خود را بنا نهاده است و اسکندر پس از فتح مشرق، بندر اسکندریّه را در مصر بنا نهاد و در آنجا مدرسهای تشکیل داد و شاگردان افلاطون در آنجا به تدریس پرداختند، و مکتبشان چون توأم با بعضی از اُسس افلاطون و ضمایم تازه و دیگری بوده است به مکتب نوافلاطونی نامیده شد، و این مکتب باقی بود تا زمان اسلام در وقتی که در زمان حکومت عمر آنجا را فتح کردند آن مکتب برافتاد.
یکی از بزرگان این مکتب در زمان اسلام، ثامیطورس است که اسلام آورده و به نام یحیی نحوی نامیده شد. کتاب اُثولوجیا که کتاب مختصر و مفیدی است، بر اساس حکمت اشراق است که بعضی از ارسطو دانند از أفلوطین است که یکی از شاگردان این مکتب است و استنادش به ارسطو اشتباه است.