مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٥ - راجع به عمومیّت دعوت پیامبران اولوالعزم
حال آنکه اگر جهانی بود باید به دنبال دعوت و شریعت حضرت ابراهیم علیهالسّلام که جهانی است حجّ تشریع شده باشد، و اگر کسی در شریعت آن دو پیامبر بزرگ مطالعه کند میبیند که در عین دعوت به توحید احکام خاصّهای دارند که هیچ مناسبت با شریعت اسلام و حضرت ابراهیم ندارد.
ولیکن از آنجائی که طبق آیۀ قرآن (اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى) (سوره (٢٠) طه، آیه ٤٣) حضرت موسی فرعون و قبطیان را که ساکن مصر بودند دعوت به شریعت نمود و حال آنکه مسلّماً آنها از بنیاسرائیل نبودند که سبطیان هستند، (و یهود و نصاری را که در بلاد عرب از اعراب در مکّه و مدینه و حبشه و سایر نقاط بودند و مسلّماً از بنیاسرائیل نبودند، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آئین آنها را رسمی میشناخت و با آنها معاملۀ اهل کتاب مینمود) و حال آنکه اگر شریعت موسی و عیسی اختصاص به بنیاسرائیل داشت باید تدیّن اعراب قبل از اسلام به دین یهود و نصاری غلط باشد و مورد امضای رسول الله قرار نگیرد. رسول اکرم با نصارای نجران آماده و اعلان مباهله کردند و تمام آنها عرب بودند.
و امّا آئین حجّ گرچه از سنن حضرت ابراهیم است ولی حضرت ابراهیم آن را فقط برای خصوص اعراب تشریع فرمودند، نه برای همۀ اقطار و قلمرو نبوّت خود، و برای ساکنین فلسطین تشریع نفرمود و الاّ این سنّت الهیّۀ را قطعاً حضرت اسحاق و یعقوب و پیامبران دیگر از بنیاسرائیل انجام میدادند، و لذا این سنّت در حضرت اسماعیل و اولادش باقی ماند که در ناحیۀ عرب زمین، سکنی داشتند، و ما نه ثبوتاً و نه اثباتاً دلیلی برای لزوم تشریع عمومیّت حجّ در زمان حضرت ابراهیم نداریم.
و امّا آیۀ مبارکه: (وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ)[١] بیشتر از این دلالت
[١]ـ سوره إبراهیم (١٤) صدر آیه ٤.