مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٦ - راجع به طیّ الأرض
نگاهت برگردد، (یعنی شعاع بَصَرت که از چشم خارج میشود و به أشیاء میافتد و به واسطۀ قاعدۀ انعکاس و شکستگی نور بر میگردد و از آن اشیاء به چشم میخورد و بدین جهت إبصار متحقّق میگردد، یعنی قبل از آنکه چیزی را که میخواهی ببینی، ببینی، یعنی در مدّتی سریعتر از سرعت نور که پنجاه هزار فرسخ در یک ثانیه است) من تخت بلقیس را میآورم، و لذا دیگر قرآن نمیگوید تخت را آورد، بلکه میفرماید: «چون حضرت سلیمان تخت را در نزد خود دید» یعنی پس از این مکالمه با کسی که دارای علمی از کتاب بود، ناگهان تخت را مستقرّ در نزد خود یافت؛ و این قسم آوردن به طیّ الارض بوده است.[١]
راجع به طیّ الأرض
در روز سهشنبه، دوّم شهر ربیع الثانی ١٤٠٠ هجریّه قمریّه، که به محضر حضرت استادنا الاکرم علاّمه طباطبائی ـ مُدّ ظلّه العالی ـ شرفیاب شدم عرض کردم: آیا طیّ الارض عبارت از إعدام جسم و بدن در مکان اوّل و احضار و ایجادش در مکانِ مقصود نیست؟ به طوری که صاحب طیّ الأرض با ارادۀ الهیّه و ملکوتیّهای که به او افاضه شده است در آنِ واحد خود را در محل منظور احضار و ایجاد کند؟
فرمودند: گویا همینطور باشد.
عرض کردم: گویا اینطور است یا واقعاً چنین است؟
فرمودند: واقعاً اینطور است.
عرض کردم: بنابراین چند مسأله مطرح میگردد:
١ـ باید طیّ الارض اختصاص به نفوس قدسیّه الهیّه داشته باشد و تا افراد به معرفت نفس که ملازم معرفت ربّ باشد نرسیده باشند و تصرّف در مواد کاینات ننمایند، نتوانند طیّ الارض کنند؛ پس بنابراین طیّ الارضی که از افراد غیر کامل
[١]ـ جنگ ٧، ص ١٨٣ الی ١٩٦.