مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٤ - فرمایشات حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد روحی فداه راجع به اُزری و إقبال
«این نیم بیت را سروده بود: «زَهرۀ شیر شود آب، ز بیداری دل» و در نیم بیت دیگر آن فرو مانده بود. در این حال یک نفر از طلاب فقیر به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام متوسّل شده بود و طلب مقدار وجهی مینمود؛ حضرت فرمودند: برو و به اقبال بگو این را نیم بیت دوّم خود قرار دهد و در نیم بیت اوّل بگوید: «أسَدُالله گر آید به هواداری دل» و بگو (مقدار معیّنی) به تو بدهد! آن طلبه به اقبال گفت و وجه را گرفت و اقبال هم نیم بیت آن حضرت را اوّل بیت خود قرار داده و قصیده را تمام کرد.»
فرمودند: «اقبال بسیار به ائمّه علیهمالسّلام توجّه داشت. یک روز به خادم خود گفت زنجیر در گردن او اندازد و او را ببرد در حرم موسی بن جعفر علیهالسّلام ببندد.»
فرمودند: مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی فرمودند که: شیخ کاظم اُزری در صحن موسی بن جعفر علیهالسّلام بامدادان میخواست شعری بگوید، از گفتن فروماند، هرچه کرد نتوانست، حَیَاری در صحن مطهّر گردش میکرد که ناگاه شمس طلوع کرد، در اینحال غریزۀ او باز شد و گفت:
|
لَمِن الشمس فی قِباب قباها |
شَـفَّ جسمُ الدُّجی بنور[١] ضیاها |
|
|
و لَمِن هذه المَطِیَّةِ[٢] تَهدِی |
حیٌّ أحــیاءها و حـیٌّ ســراها[٣] |
أقول: در معنای این دو بیت اُزریِ، لغات مراجعه شده ذکر میشود:
قُبَّة: بنآءٌ سقفُه مستدیرٌ مُقَعَّر، ج قِباب و قُبَب؛ قَبا یَقْبُو قَبًا، الشَّیئ: قَوَّسَه.
شَفَّ ـِ شُفُوفًا و شَفیفًا و شَفَفًا الشَّیْئُ: رَقَّ فظهر ما ورآءَه، فهو شفیف و شَفّاف.
فرمودند: «جامی داستان یوسف و زلیخا را از اوّل تا به آخر به شعر درآورده
[١]ـ خ ل: بروح.
[٢]ـ خ ل: المطایا.
[٣]ـ دیوان شعر الأزریّة، با تحقیق شیخ جابر کاظمی طبع دار الاضواء بیروت، ص ١١٥.