مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٦ - اشتیاق مرحوم قاضی به قرائت مثنوی و حفظ تائی١٧٢٨ کبرای ابن فارض (ت) ٧٧
و به «جنگ» شمارۀ ٢٢ ص ٥٠ و ص ٥٥ و ص ٨١ تا ص ٨٨.
و به «جنگ» شمارۀ ١٨ ص ٢٣٧ تا ص ٢٧٤ مراجعه شود.
و به کتاب مهر تابان، ص ١٣ تا ص ٢١ با دو تعلیقۀ اخیر در ص ١٧ و ص ١٨ از نسخۀ خطّی، و تعلیقۀ ص ٤٠ از نسخۀ خطّی و ص ٥٣ و ص ٥٨ و ص ١٤١ و ص ١٧٣ و ص ٢١٥ تا ص ٢١٨ و ص ٢٢٠ تا ص ٢٢٣ و ص ٢٢٦ و ص ٢٢٧ و ص ٢٥٦ تا ص ٢٦٠ و ص ٢٨٢ مراجعه شود.
و به کتاب توحید علمی و عینی، ص ١٥ و ص ١٧ و ص ٢٠ و ص ٢٣ و ص ١٦٢ و ص ١٦٣ و ص ٢١٤ و ص ٢٢٩ تا ص ٢٣١ و ص ٣٢٥ مراجعه شود.
و به کتاب معاد شناسی، جلد ١ ص ٢٣١ تا ص ٢٣٤ و جلد ٢ ص ٢٩١ و ص ٢٩٢ و جلد ٣ ص ١٠٨ تا ص ١١٠.
و به کتاب لبُّ اللُّباب، طبع اوّل ص ١٨ و ص ٣٤ و ص ٩١ و ص ٩٢ و ص ١٢٩ تا ص ١٣٢ و ص ١٥٨، و به کتاب رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، مقدّمه ص ١٠ و مقدّمه ص ١٢ و ص ١٣ و تعلیقۀ ص ١٦٤ و تعلیقه ص ١٧٦ و تعلیقۀ ص ١٩٠ مراجعه شود[١].[٢]لأعظم (ت)][٣]
[١]ـ جنگ ١٨، ص ٢٣٧ الی ٢٧٥.
[٢]ـ حکایات و قصص معلّق محترم دربارۀ مرحوم آیة الحقّ و الیقین میرزا علی آقای قاضی قدّس الله نفسه الزّکیّه.
[٣][ملاقات با حضرت بقیّة الله الأعظم]
از جمله مطالبی که مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ درباره مرحوم قاضی ـقدّساللهسرّه ـ میفرمودند اینکه مرحوم آقای سیّد محمّد حسن قاضی ـرحمة الله علیهـ (فرزند عارف بالله مرحوم سیّد علی قاضی) کتابی در شرح احوال والد خود به رشته تحریر آوردهاند و در آنجا جریان ارتحال مرحوم قاضی و صحبتهای ایشان در شب وفات را ذکر کردهاند و فرمودهاند: مرحوم قاضی به من فرمود: «پنجره و درب اطاق را ببند و پرده را بینداز `
` که کسی درون اطاق را ننگرد و خود به منزل خویش برو و فردا صبح به اینجا برگرد!»
مرحوم آقا سیّد محمّد حسن قاضی فرمودند من پنجرهها و درب اطاق را بستم و پردهها را انداختم و از اطاق خارج شدم و قبل از خروج از منزل به بعضی از کارهای منزل مرحوم قاضی پرداختم؛ ناگاه متوجّه صدای صحبت دو نفر در اطاق مرحوم قاضی شدم در حالیکه میدانستم هیچ کسی وارد منزل ایشان نشده است و صدای فرد دوّم صدای یک مرد بود، نه یک زن! با تعجّب آمدم پشت درب اطاق تا ببینم چه کسی با مرحوم قاضی سخن میگوید و خواستم وارد اطاق شوم احساس کردم نمیتوانم و گویا مانعی مرا از رفتن باز میدارد، ولی هرچه دقّت و توجّه کردم متوجّه مفاهیم سخنان آن دو نشدم و پس از یأس از ادراک صحبتهای ایشان منزل والد را به قصد منزل خود ترک کردم و فردا صبح که به منزل والد مراجعت کردم دیدم مرحوم قاضی از دنیا رحلت کرده است.
این حقیر (سیّد محمّد محسن) پس از شنیدن این مطالب از مرحوم والد، به ایشان عرض کردم: آن فردی که با مرحوم قاضی در آن شب صحبت میکرد حضرت آقای حدّاد بودند؟ مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ فرمودند: خیر ایشان حضرت بقیّة الله أرواحُنا فداه بودند.*
[اشتیاق مرحوم قاضی به قرائت مثنوی و حفظ تائیۀ کبرای ابن فارض (ت)][٧٧]
مرحوم والد میفرمودند که مرحوم آقای حدّاد از مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیهم ـ نقل کردند که: «من هشت بار تمام، از اوّل تا آخر مثنوی را مطالعه نمودم و هر بار معنائی متمایز از معنی و مفهوم مطالعۀ قبلی برایم حاصل میگشت.»
و نیز میفرمودند مرحوم قاضی بارها میفرمود: «کسی که تائیّۀ کبرایِ ابن فارض را از حفظ کند عاشق پروردگار خواهد شد و این مسأله، دست از سر او بر نمیدارد تا او را به منزل برساند.»
*ـ رجوع شود به همین کتاب ص ٩٠ و ٩٧.