مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٨١ - عدم امکان لغزش انبیاء در مقام تربیت و امکان آن در مقام عبودیّت
(وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ).[١]
از حضرت صادق روایت است که مقصود از برهان، نبوّت است.[٢]
ملاحظه کنید که اسلام و قرآن چگونه نفی معصیت از آنها میکند و عهدین اثبات آن را.
انبیاء و اولیاء به مقامی رسیدهاند که هیچ لذّتی جز انس با پروردگار برای آنها لذّت ندارد؛ چگونه با این حال برای لذّت دنیا معصیت کنند؟!
داستان سیّدالشّهدا و حالات آن حضرت و گفتوگوی در قتلگاه.[٣]
|
تَرَکتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکَا |
و أیتَمتُ العِیالَ لِکَی أراکَا |
|
|
فَلَو قَطَّعتَنِی فی الحُبِّ إربًا |
لَمَا حَنَّ الفُؤادُ إلَی سَواکَا[٤]و[٥] |
[١]. سوره یوسف (١٢) آیه ٢٤. ترجمه:
«و هرآینه آن زن آهنگ وی کرد، و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مینمود. اینچنین کردیم تا هرگونه زشتی و بدی و عمل شنیعی را از او دور گردانیم.» (محقّق)
[٢]. مجمع البیان، ج ٥، ص ٣٤٤:
«إنّه النبُوَّةُ المانِعَةُ مِن ارتِکابِ الفَواحِشِ و الحِکمَةُ الصارِفَةُ عَن القَبائِحِ. رُوِیَ ذلکَ عَن الصادقِ علیهالسَلام.»
[٣]. رجوع شود به همین مجلد ص ٣٣، تعلیقه.
[٤]. الله شناسی، ج ١، ص ١٢٦:
«ابیات ”هَجَرتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکا“ از ابراهیم أدهم میباشد؛ و اینکه در منابر به حضرت سیّدالشّهدا علیهالسّلام نسبت میدهند، زبان حال است نه زبان قال.»
[٥]. الله شناسی، ج ١، ص ١٢٦:
«من در راه میل و هوای تو از جمیع خلائق کناره گرفتم؛ و برای دیدار و لقای تو عیالم را یتیم نمودم. بنابراین، اگر تو درباره محبّتت مرا قطعهقطعه کنی، ناله و آه دل من بهسوی غیر تو بلند نمیشود.»