مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٢ - داستان مردی که عزلت اختیار کرده و از خدا روزی میخواست
مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ)[١] متوسل میگردند.
این کلام پوچ و از درجۀ اعتبار ساقط است؛ زیرا این عالم همانطورکه دیروز عرض شد، عالم ماده و اسباب است.
توکل یعنی عالم اسباب و مسبّبات را مؤثّر در وجود نپنداشتن
خدای علیّ أعلی روزی را به توسط اسباب میدهد. خدا گندم میدهد، ولی باید تخم در زیر زمین بماند و آب بر او بریزد و جوانه زند و خوشه گردد و درو شود. خدا باران میفرستد، ولی باد را موکِّل میکند قطعات آب دریا را که در اثر حرارت شمس تبخیر نموده با خود به آسمان برد و در آنجا در اثر برودت به باران تبدیل گردد. حیات را خدا میدهد، بچه را خدا میدهد، ولی باید زن و مرد نزدیکی کنند و نُه ماه نطفه در اثر تغییراتی که در او ملاحظه میکند در رحم بماند.
توکل یعنی این اسباب را مؤثّر در وجود نپنداری، و ادواتی بپنداری که خدای علیّ أعلی آنها را به کار میاندازد.
داستان مردی که عزلت اختیار کرده و از خدا روزی میخواست
روزی پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم یکی از اصحاب خود را در مسجد ندیدند و علت غیبتش را پرسیدند. عرضه داشتند که بدین آیه در منزل عزلت اختیار کرده و از خدا روزی میخواهد. حضرت متغیّر شدند؛ و فرمودند: «خدا میدهد، ولی با سعی و جدیّت؛ برخیز و دنبال کار برو!»[٢]
[١]. سوره ذاریات (٥١) آیه ٢٢ و ٢٣. معاد شناسی، ج ٨، ص ٢٠٦:
«و روزیِ شما در آسمان است، و آنچه به شما وعده داده شده است نیز در آسمان است. * پس سوگند به پروردگارِ آسمان و زمین که آن روزی حق است و ثابت و روشن است، همچون روشنی و ثبوت گفتاری که شما بر سر زبانها دارید!»
[٢]. الکافی، ج ٥، ص ٨٤: «عنهُ عَن محَمّدِ بنِ عَلیٍّ، عن هارونَ بنِ حمزَةَ، عن عَلیِّ بنِ عبدِالعَزیزِ، قالَ: قالَ لی أبوعبدِاللهِ علیهالسّلام: ”ما فَعَلَ عُمَرُ بنُ مُسلِمٍ؟“ قُلتُ: ”جُعِلتُ فِداکَ، أقبَلَ علَی العِبادَةِ و تَرَکَ التّجارَةَ.“
فقالَ: ”وَیحَهُ! أ ما عَلِمَ أنّ تارِکَ الطّلَبِ لا یُستَجابُ لهُ؟! إنّ قَومًا مِن أصحابِ رَسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم لَمّا نَزَلَت (وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ) أغلَقوا الأبوابَ *