مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٢ - نفوذ کلم١٧٢٨ علماء اسلام
[١]
[١]* مسلّم دارند. گاهی افضل المحقّقین لقبش میدهند، و وقتی عقل حادیعشرش میخوانند، و جایی سلطان الفقهاء و الحکماء و الوزرائش مینامند؛ چنانچه در اجازۀ شهید ثانی برای حسین بن عبدالصّمد والد شیخ بهائی است. و موضعی در حقّ او میگویند: ”أفضلُ أهلِ عَصرِه فی العُلومِ العَقلیّةِ و النَّقلیَّة“؛ چنانچه علاّمه و محقّق ثانی در حقّ وی شهادت دادهاند. و گاهی دربارۀ او میگویند: ”أفضلُ مَن شاهَدناه فی الأخلاق“؛ چنانچه علاّمه در اجازه بنیزُهره فرموده.
و مصنّف زیج خاقانی ـ که به نام میرزا اُلُغ بیک تصنیف کرده ـ ثنایی بلیغ بر او کرده که علم و علماء را از خود مسرور و خرسند نموده. و چه خوب میگوید استاد اعظم آقای بهبهانی (قدّه) در تعلیقۀ رجال میرزا: ”لا یَحتاجُ إلَی التّعریفِ، لِغایةِ شُهرتِه؛ مَعَ أنّ کلَّ ما یُقالُ فیه فهوَ دونَ رُتبَتِه.“
و الحق هزار غزالی و بهتر از غزالی، خوشهچین خرمن تحقیقات آن محقّق نامدار و علاّمۀ بزرگوار باید باشند. بلکه اگر به انصاف نظر کنی و عصبیّت را به جانبی بگذاری توانی گفت که: حضرت خواجه ـ رضی الله عنه ـ افضل علمای بنیآدم است از بَدو دنیا إلی یومِنا هذا.
و بس است در فضل او که علمای فرنگ در ردّ اسلام و انکار اعجاز قرآن بهجهت عجز از اتیان بهمثل او، نقض کردهاند که مثل خواجه در مِجَسْطی نیامده.
و در کشف الظّنون و غیر او، وی را اوّل مرتبۀ طبقۀ اولَی از مصنّفین قرار داده؛ و اعتراف کرده که او را بر جمیع اهل علم از هر ملّتی، حقی است ظاهر که رعایت او واجب است.
و درجۀ فضل و تحقیق او به جایی رسیده که به یک اشکال بر عبارت تجرید او در مبحث ماهیّت که توهّم کردهاند، ملاّسعد تفتازانی راضی نشده که کلمۀ مخالفِ تحقیق از او صادر شود، و میگوید: ”این مصدِّق نسبت این کتاب است به غیر آن محقّق؛ با اینکه شأن کتاب تجرید اجلّ از آن است که منسوب به غیر او شود.“ این کلام تفتازانی است با ظهور عداوت و منافست او با حضرت خواجه که هنوز أتباع او از صدمۀ بنان و بیان و ضرب سیف و سنان او در ناله و خروشند؛ و الحَمدُ لِلَّه علَی وُضوحِ الحُجّة.
و صفدی در شرحُ لامیّةِ العجم خواجه را از کسانی شمرده که هیچکس به رتبۀ ایشان نرسیده در فنّ مِجسطی؛ و تخصیص به جهت عناد است.
|
خجسته رهنمونی ذو فنونی |
که در هر فن بود چون مرد یک فن |