مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٣ - دو روایت در علت کوریِ چشم باطن
ملاحظه میکنند و معنی «مُوتوا قَبلَ أن تَمُوتوا»[١]و[٢] دربارۀ آنها مصداق پیدا میکند. دراینحال علاقۀشان به زخارف پوچ و اعتباری دنیا، کم میگردد.
دو روایت در علت کوریِ چشم باطن
من طرق العامّه، عن النّبی صلّی الله علیه و آله: «لَولا تَکثیرٌ فِی کَلامِکُم و تَمریجٌ فِی قُلوبِکُم لَرأیتُم ما أرَی و لَسَمِعتُم ما أسمَعُ.»[٣]
[١]. توحید علمی و عینی، ص ١٤٩، تعلیقه ٣:
«این جمله متن عبارت روایتی است مرسله، ولی به مضمون آن در خطبه ٢٠١ از نهجالبلاغة آمده است که: ”و أخرِجوا مِن الدُنیا قُلوبَکُم قَبلَ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُکم.“
سیّد حیدر آملی در جامع الأسرار، طبع سنۀ ١٣٤٧، ص ٣٧٨ و ص ٣٧٩ گوید که:
فَحینَئذٍ یَکونُ الإنسانُ مَیِّتًا بِالإرادَةِ، حَیًّا بِالطَّبیعَةِ؛ کَما قیلَ: مُتْ بَالإرادَةِ تَحْیَ بِالطَّبیعَةِ (و) کما روی: ”مَن أماتَ نفسَهُ فی الدّنیا أحیاها فی الآخِرَةِ.“
و این گفتار بعضی از حکما بود. سپس گوید:
و بِالحَقیقَةِ عَن هَذا المَوتِ أخبَر النّبیُّ صلّی الله علیه و آله فی قوله: ”مُوتوا قَبلَ أن تَمُوتوا.“ و کذلک أمیرُالمؤمنین علیهالسّلام فی قوله: ”قَد أحیا عقلَه، و أمات نفسَه، حَتّی دَقَّ جَلیلُهُ، و لَطُفَ غَلیظُه، و بَرِقَ له لامِعٌ کَثیرُ البَرقِ، فَأبانَ لَه الطَّریقَ، و سَلَکَ به السَبیلَ، و تَدافَعتْه الأبوابُ إلی بابِ السَلامَةِ و دارِ الإقامَةِ، و ثَبَتتْ رِجلاهُ بطُمَأنینةِ بَدنِهِ فی قَرارِ الأمنِ و الرّاحَةِ بما استَعمَلَ قلبَه و أرضَی رَبَّه.“
و این کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام در خطبه ٢١٨ از نهج البلاغة است؛ و شیخ نجمالدین رازی در مرصاد العباد از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله ص ٣٥٩ ذکر نموده است؛ و همچنین در ص٣٦٤ و ص ٣٨٤ به عنوان استشهاد آن را آورده است.»
[٢]. معاد شناسی، ج ٥، ص ١٠٦:
«بمیرید قبل از اینکه بمیرید.»
[٣]. مسند احمد، ج ٥، ص ٢٦٦؛ صریح السّنة، ص ٢٩، با اختلاف. رسالۀ لب الباب، ص ٣٩:
«از طریق عامه از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله روایت شده است که: ”اگر این گفتار بسیار در زبانها، و این اضطراب و آشوب در دلهای شما نبود، هرآینه میدیدید آنچه را که من میبینم و میشنیدید آنچه را که من میشنوم.“»