مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٨ - اشعار عارف شهیر شیخ فریدالدّین عطار نیشابوری در فضیلت کسب و کار
لأقعُدَنَّ فِی بَیتِی و لأصَلِّیَنَّ و لأصُومَنَّ و لأعبُدَنَّ رَبِّی، و أمّا رِزقی فَسَیأتِینِی؛ فَقالَ علیه السّلام: ”هَذا أحَدُ الثَّلاثَةِ الَّذِینَ لا یُستَجابُ لَهُم دَعوَةٌ.“»[١]
قال أمیرُالمُؤمِنینَ علیه السّلامُ: «أعطِ مَن شِئتَ، فَکُن أمیرَهُ؛ سَلْ عَمَّن شِئتَ، فَکُن أسیرَهُ؛ اسَتَغنِ عَمَّن شِئتَ، فَکُن نَظیرَهُ.»[٢]
اشعار عارف شهیر شیخ فریدالدّین عطار نیشابوری در فضیلت کسب و کار
شیخ عطار گوید:
|
علی و آل او ما را تمام است |
ز مشرق تا به مغرب گر امام است |
|
|
گذشته زان جهان وصف سه نانش |
گرفته این جهان وصف سِنانش |
|
|
سه نان را هفده آیه خاص او راست |
چو در سِرّ عطا اخلاصْ او راست |
|
|
که جنّت را به حق بوّاب آمد |
چنان در شهر دانش باب آمد * حضرت فرمودند: ”وقتی به کوفه برگشتی، در دکّانت بنشین و آن را جارو کن؛ پس هنگامی که خواستی بازار بروی، دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخوان و سپس در عقیب نمازت این دعا را بخوان: ”تَوَجَّهتُ بِلا حَولٍ مِنِّی و لا قُوَّةٍ، و لَکِن بِحَولِکَ و قُوَّتِکَ، أبرأُ إِلَیکَ مِنَ الحَولِ و القُوَّةِ إلّا بِکَ؛ فَأنتَ حَولِی و مِنکَ قُوَّتِی. اللَهمَّ فارزُقنِی مِن فَضلِکَ الواسِعِ رِزقًا کَثِیرًا طَیِّبًا و أنا خافِضٌ فِی عافِیَتِکَ؛ فَإنَّهُ لا یَملِکُها أحَدٌ غَیرُکَ.“ گفت: همین کار را انجام دادم، و مرتب به دکّان خود میرفتم بهطوریکه میترسیدم خراجبگیران مطالبۀ اجرت دکانم را نمایند درحالیکه من چیزی نداشتم بپردازم. روزی فروشندهای با جنسی نزد من آمد و گفت: ” آیا نصف حجرهات را به من کرایه میدهی؟“ پس نصف حجرهام را بهمقدار کرایۀ کل حجره، به او اجاره دادم. آن شخص جنس خود را در معرض فروش گذاشت و مشتری آن را بهمقداری خواست که او نفروخت؛ پس گفتم: ”آیا ممکن است برای من کار خیری کنی، و یک عِدل از همین جنست را (نسیه) به من بفروشی تا وقتی فروختم سودش را بردارم و ثمن آن را به تو بدهم؟“ گفت: ”چگونه چنین کاری کنم و از کجا بدانم که بعد خواهی داد؟“ گفتم: ”خدا را برای تو بر آنچه گفتم گواه میگیرم!“ گفت: ”پس یک عِدل از آن را بردار!“ من عِدلی از آن را برداشتم و مقدارش را مشخص کردم و از قضا سرمای شدیدی آمد و در همان روز تمام آن جنس را فروختم و پولش را به او دادم و اضافۀ آن را برداشتم. بنابراین، من پیوسته یک عِدل میگرفتم و میفروختم و اضافه آن را برمیداشتم و رأسالمال را به او برمیگرداندم تا اینکه مرکبهایی را سوار شدم و بندگانی را مالک گشتم و چند خانه ساختم.» (محقّق) |
|
|
که زرّ و نقره بودش سه طلاقه |
چنان مطلق شد اندر فقر و فاقه |
|
|
در او یک قطره بودی بحر أخضر |
اگر علمش شدی بحر مصوّر |
|
|
ز همّت گشت مزدور یهودی |
چو هیچش طاقت منّت نبودی |
[١]. الکافی، ج ٥، ص ٧٧. ترجمه: «راوی میگوید: به امام صادق علیهالسّلام عرض کردم: ”نظر شما دربارۀ مردی که میگوید: هرآینه در خانهام مینشینم و نماز میخوانم و روزه میگیرم و به عبادت پروردگارم میپردازم، و امّا رزق من بهزودی خواهد رسید، چیست؟“ حضرت فرمودند: ”این فرد یکی از همان سه گروهی است که دعای ایشان مستجاب نمیگردد.“» (محقّق)
[٢]. نصّ این عبارت شریف، در مجامع روایی موجود یافت نشد، و در بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ١٦٩ اینچنین آمده است:
«تَفَضَّل عَلی مَن شِئتَ، فَأنتَ أمیرُهُ؛ و استَغنِ عَمَّن شِئتَ، فَأنتَ نَظیرُهُ؛ و افتَقِر إلی مَن شِئتَ، فَأنتَ أسیرُهُ.»
ترجمه: «بر هر کس که میخواهی تفضّل و عنایت کن، پس در اینصورت تو امیر او خواهی بود؛ و نسبت به هر کس که میخواهی، بینیازی بجوی، پس در اینصورت تو نظیر و مانند او خواهی شد؛ و بهسوی هر کس که میخواهی دست نیاز دراز کن، پس در اینصورت تو اسیر او خواهی گشت.»
البته این روایت در سایر مجامع روایی نیز با قدری اختلاف ذکر شده است. (محقّق)