مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٠ - شرح حالات امیرالمؤمنین در شب نوزدهم (ت)
[١]
شرح حالات امیرالمؤمنین در شب نوزدهم (ت)
[١]* گرزِ گران ضربهای به او میزنند که تمام جنبندگان غیر از جنّ و انس از آن ضربه میترسند.
و سپس خداوند دری از جهنّم بهروی او باز میکند و سپس آن دو ملک به او میگویند: ”بخواب به بدترین حالات!“ و آن قبر به اندازهای برای او تنگ است و دارای فشار است، مثل تنگی و فشاری که نیزۀ فرورفته در پیکانِ سرِ خود دارد، تا به حدّی که مغز سر او از میان ناخنها و گوشتهایش خارج شود، و در این حال نیز مارهای زمین و عقربهای زمین بر او دست یابند و سایر گزندگان بر او چیره شوند و پیوسته او را بگزند تا وقتیکه خدا او را از قبر خارج کرده و برای حساب و کتاب در صحرای قیامت محشور و مبعوث گرداند؛ و او دائماً تمنّا میکند که زودتر قیامت برپا گردد، و از شدّت گرفتاری خیال میکند که با برپا شدن قیامت عذاب او تخفیف خواهد یافت.
تا اینجا که ذکر کردیم، این روایت در کتبی که ذکر شد مسطور است، ولی در تفسیرعیّاشی و در کافی یک تتمّه دارد، و آن این است که:
و قال جابِرٌ: قال أبُوجَعفَرٍ علیه السَّلامُ: ”قال النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ علیه و آله: إنِّی کُنتُ أنظُرُ إلَی الإبِلِ و الغَنَمِ و أنا أرعاها؛ و لَیسَ مِن نَبِیٍّ إلّا و قَد رَعَی الغَنَمَ، و کُنتُ أنظُرُ إلَیها قَبلَ النُّبُوَّةِ و هِیَ مُتَمَکِّنَةٌ فی المَکِینَةِ، ما حَولَها شَیءٌ یُهَیِّجُها حَتَّی تَذعَرُ فَتَطِیرُ. فأقُولُ: ما هَذا! و أعجَبُ، حَتَّی حَدَّثَنِی جَبرَئِیلُ علیه السَّلامُ: ”إنَّ الکافِرَ یُضرَبُ ضَربَةً ما خَلَقَ اللَهُ شَیئًا إلّا سَمِعَها و یَذعَرُ لَها إلّا الثَّقَلَینِ.“ فَقُلتُ: ذَلِکَ لِضَربَةِ الکافِرِ! فَنَعُوذُ بِاللهِ مِن عَذابِ القَبرِ!“
”و جابر که در سلسلۀ راویان این حدیث است میگوید: حضرت امام محمّدباقر علیهالسّلام فرمودند که: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: عادت من چنین بود که من به شتران و گوسفندان نظاره میکردم در وقتیکه آنها را میچرانیدم؛ و هیچ پیغمبری را خدا مبعوث ننموده است مگر آنکه گوسفند چرانیده است. من نیز قبل از زمان پیغمبری، گوسفند و شتر را به چرا میبردم، و درحالیکه آنها در جای محفوظی مستقر و متمکن بودند و در اطراف آنها چیزی نبود که آنها را تهییج کند، چه بسیار میدیدم که آنها ناگهان میترسند و از جای خود جستن میکنند. با خود میگفتم: این چه داستانی است! و تعجّب مینمودم، تا آنکه جبرائیل علیهالسّلام برای من خبر آورد که: ”چون کافر از دنیا برود، او را با ضربهای چنان بکوبند که تمام موجوداتی که خداوند آفریده است ـغیر از جنّ و انسـ همگی بترسند.“ پس گفتم: آن وحشت و اضطراب شترها و گوسفندان برای همین ضربههایی بوده است که در هنگام مردن بر کافران زده میشده است! پس پناه میبریم به خدا از عذاب قبر!“»