مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٦ - ترجم١٧٢٨ احوال آیةالله معظّم شیخ محمّدجواد بلاغی رضوان الله علیه (ت)
[١]
ترجمۀ احوال آیةالله معظّم شیخ محمّدجواد بلاغی رضوان الله علیه (ت)
[١]* باید گفت که این کتب همچون روضه و بوستانی است که طالب علوم دینی را با مناظر دلانگیز خود بر سر نشاط آورده تا گمشدۀ خود را در میان آنها بیابد و قلب خود را با آبشخورهای آن سیراب گرداند و نسیم ایمان و عقیده را در سطور این تألیفات استنشاق نماید.
شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی، پدر شیخ بهایی میگوید:
روزی بر شهید ثانی وارد شدم و او را متفکر و در خویشتن فرو رفته یافتم. علت این حالت را از او جویا شدم؛ به من گفت: «برادرم! چنین میپندارم که من دومین شهید باشم؛ زیرا در عالم رؤیا سیّد مرتضی علمالهدی را دیدم که مجلس ضیافتی تشکیل داده و علماء و دانشمندان امامیه و شیعه در آن شرکت داشتند. وقتی من وارد مجلس شدم، سیّد مرتضی از جا برخاست و به من تهنیت گفت و دستور داد که در کنار شهید اوّل بنشینم.»
شهید ثانی نیز قربانی مطامع دنیوی فردی فرومایه گشت. جریان چنین بود که: دو نفر از مردم جبع برای مرافعه و محاکمه به شهید ثانی مراجعه کردند. او نیز طبق موازین دینی و ضوابط شرعی، دعوا را فیصله داد. شخص محکوم از این داوری به خشم آمد و نزد قاضی صیدا رفت و شهید ثانی را به رافضی و شیعه بودن متّهم نمود.
قاضی جریان را به سلطانسلیم، حاکم روم (عثمانی) اطّلاع داد و از طرف او شخصی برای دستگیر کردن شهید مأمور گردید؛ امّا موفّق به یافتن ایشان نشد. سلطان سلیم وزیرش رستم پاشا را برای دستگیری شهید مأمور ساخت و گفت: «باید او را زنده دستگیر کنی و به اینجا بیاوری تا مذهب او برای ما روشن گردد.»
رستم پاشا که مطلع شد شهید ثانی به سفر حج رفته به طرف مکّه رفت و در اثناء راه مکّه به شهید ثانی رسید و او را دستگیر کرد. شهید ثانی از او برای انجام سفر حج مهلت خواست و او هم موافقت نمود.
در راه وقتی وارد کشور روم شدند، رستم پاشا بهواسطۀ تحریک شخصی در کنار دریا ایشان را شهید کرد و سر بریدۀ او را به حضور سلطان آورد. سلطان بر او برآشفت و سخت او را مورد توبیخ قرار داد. امّا خون شیخ شهید هدر نشد و با تلاش سیّد عبدالرّحیم عبّاسی، رستم پاشا به جرم این قتل بزرگ محکوم به مرگ گردید.
جریان شهادت آن بزرگوار در سال ٩٦٦ هجری قمری رخ داد که البته بزرگانی همچون سیّد محسن امین در اعیانالشیعه تاریخ شهادت ایشان را ٩٦٥ هجری دانستهاند. مدّت سه روز جسد ایشان بر روی زمین ماند و سرانجام پیکر شریفش را به دریا افکندند. (محقّق)
* روضات الجنات، ج ٣، ص ٣٥٢.
* همان.