مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٨ - حکایت حاج ملاّ مهدی نراقی و دفن کردن جناز١٧٢٨ عرب در وادیالسّلام نجف
هَدَیتَ.“ فَیَضرِبانِهِ بِمِرزَبَةٍ ضَربَةً ما خَلَقَ اللَهُ دابَّةً إلا و تَذعَرُ لَها ما خَلا الثَّقَلَینِ.
ثُمَّ یَفتَحانِ [یفتح الله] لَهُ بابًا إلَی النّارِ، ثُمَّ یَقُولانِ لَهُ: ”نَم بِشَرِّ حالٍ!“ فَهُوَ مِنَ الضَّیقِ مِثلُ ما فِیهِ القَنا مِنَ الزُّجِّ حَتَّی إنَّ دِماغَهُ یَخرُجُ مِن بَینِ ظُفُرِهِ و لَحمِهِ، و یُسَلِّطُ اللَهُ عَلَیهِ حَیّاتِ الأرضِ و عَقارِبَها و هَوامَّها فَتَنهَشُهُ حَتَّی یَبعَثَهُ اللَهُ مِن قَبرِهِ، و إنَّهُ لَیَتَمَنَّی قِیامَ السّاعَةِ مِمّا هُوَ فِیهِ مِنَ الشَّرِّ.»[١]
[١]. الکافی، ج ٣، ص ٢٣١؛ تفسیر القمی، ج ١، ص ١٦٩؛ تفسیر العیاشی، ج ٢، ص ٢٢٧؛ الأمالی للطوسی، ص ٣٤٧. معاد شناسی، ج ٢، ص ١٨٢:
«حضرت امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمود: در وقتیکه فرزند آدم میخواهد از دنیا رحلت کند و آخرین روز از روزهای دنیای او و اوّلین روز از روزهای آخرت اوست، سه چیز برای او به صورت مثالیّۀ خود مجسّم میگردد: مال او، فرزندان او، و عمل او.
پس او التفات میکند و نظر مینماید به مالش و میگوید: ”سوگند به خدا که من برای گرد آوردن و جمعآوری تو بسیار حریص بودم و نسبت به از دست دادن و رها نمودن تو بسیار بخیل بودم؛ در این هنگامِ تنگدستی و بیچارگی، از دست تو برای من چه بر میآید؟“ مال در جواب میگوید: فقط کفن خود را از من میتوانی دریافت کنی.“
و پس از آن، التفات میکند و نظر مینماید بهسوی فرزندان خود و میگوید: ”سوگند به خدا که من نسبت به شما بسیار دوست بودم، و در هر حال مُحامی و محافظ شما بودم از هرگونه گزند و ناراحتی که بر شما وارد میشد؛ اکنون در این موقع خطیر از دست شما برای من چه کاری ساخته است؟“ آنها در پاسخ میگویند: ”ما تو را بهسوی حفیره و قبرت میبریم و در میان خاک پنهان میکنیم.“
و سپس نظر میافکند بهسوی اعمال صالحه و حسناتی که انجام داده و میگوید: ”من نسبت به بجا آوردن شما بسیار بیرغبت بودم و شما برای من بسیار سنگین بودید؛ امروز از شما برای نجات من چه کاری ساخته است؟“ عمل در پاسخ میگوید: ”من رفیق تو و قرین تو هستم در میان قبر تو و در روز حشر تو، و از تو دور نمیشوم تا من و تو، هر دو در مقام عرض در پیشگاه حضرت پروردگار حاضر شویم.“
و اگر آن شخصی که در حال احتضار و سکرات مرگ است، مطیع و ولیّ خدا باشد، کسی به نزد او میآید که از تمام مردم بویش معطرتر و منظرش زیباتر و لباسش فاخرتر است و به او میگوید: *