مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٢ - قلب وارونه گنجایش فهم معارف الهی را ندارد
درندگی؛ در شغال، ترس؛ در روباه، حیله و مکر؛ در سگ، غضب و وفا؛ در میمون و خوک، شهوت؛ در گربه، تملّق؛ در خروس، غیرت؛ در اسب، حیا و نجابت؛ در مورچه، جمعآوری مال. ولی در انسان تمام این صفات به نحو جمعالجمعی وجود دارد؛ منتهی خدا یک ملکۀ قدسیّه و نیروی ربّانی که عقل است، برای تنظیم این غرائز قرار داده است. و در واقع عقل، حکم رگلاتور را دارد؛ هرچند إعمال قوّۀ عاقله بیشتر باشد، تنظیم این دستگاه بهتر، و اگر ضعیف گردد، دستگاه مُختل خواهد شد.
کمال حیوانات به غرائز مختصّۀ به آنها، و کمال انسان به عقل
باید دانست که هریک از غرائز مختصّۀ حیوان برای خود او کمال است، و عقل کمال انسان است.
اتّحاد انسان با حیوان، در صورت غلبۀ غریزۀ حیوانی بر عقل
اگر هریک از غرائز بر عقل ترجیح پیدا کرد، انسان در معنی با آن حیوان تفاوتی ندارد: شخص شهوتران چون خوک، و حریص چون مورچه، و مکّار چون روباه است؛ لذا چون پردۀ مادّه از دست برود، در عالم برزخ و قیامت، انسان به صورت حیواناتی که غریزۀ مختصّۀ آنها را بر عقل خود ترجیح داده، متشکل میگردد.
داستان حضرت امام محمّدباقر علیهالسّلام و أبوبصیر در حج بیتالله.[١]
قلب وارونه گنجایش فهم معارف الهی را ندارد
[١]. معاد شناسی، ج ٢، ص ٢٩٠، تعلیقه ٢:
«در مناقب ابن شهرآشوب، طبع سنگی، ج دوّم، ص٢٧٦ آورده است:
قال أبوبصیر لِلباقِرِ علیه السَّلامُ: ”ما أکثَرَ الحَجیجَ و أعظَمَ الضَّجیجَ!“ فَقال: ”بَل ما أکثَرَ الضَّجیجَ و أقَلَّ الحَجیجَ! أ تُحِبُّ أن تَعلَمَ صِدقَ ما أقولُهُ و تَراهُ عَیانًا؟“ فَمَسَحَ عَلَی عَینَیهِ و دَعا بِدَعَواتٍ فَعادَ بَصیرًا، فَقال: ”انظُر یا أبابَصیرٍ إلَی الحَجیجِ!“
قال: ”فَنَظَرتُ فإذا أکثَرُ النّاسِ قِرَدَةٌ و خَنازیرُ، و المُؤمِنُ بَینَهُم کالکوکبِ اللّامِعِ فی الظَّلماءِ!“ فَقال أبوبَصیر: ”صَدَقتَ یا مَولایَ، ما أقَلَّ الحَجیجَ و أکثَرَ الضَّجیجَ!“ ثُمَّ دَعا بِدَعَواتٍ فَعادَ ضَریرًا.
فَقال أبوبَصیر فی ذَلِک، فَقال علیهالسَّلامُ: ”ما بَخِلنا عَلَیک یا أبابَصیرٍ، و إن کانَ اللَهُ تَعالَی ما