مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٤ - اشعار سوزناک مرحوم نیّر تبریزی در مرثی١٧٢٨ حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام
|
چو آب بست به گلزار بوتراب سپهر؟ |
||||
|
که خون چکد همه از چشم لالۀ دمنش |
||||
|
یکی به حکم تفرّج به نینوا بگذر |
||||
|
پر از شقایق، گلزارِ زخم بین چمنش |
||||
|
شهی که سندس فردوس بود پوشش او |
||||
|
روا ندید به تن، خصم جامۀ کهنش |
||||
|
لبی که روح قدس از دمش سخنگو شد |
||||
|
شگفت بین که بریدند در دهن سخنش |
||||
|
تنی ضعیف که پاسی فزون نماند درست |
||||
|
صبا به بیهُده کردی ز خار و خس کفنش |
||||
|
دگر بشیر به کنعان چه ارمغان آرد؟ |
||||
|
ز یوسفی که قبا کرده گرگ پیرهنش |
||||
|
چراغ دودۀ طه، فلک به یثرب کُشت |
||||
|
ز قصر شام سر آورد دود انجمنش |
||||
|
زمانه، گلشن زهرا چنان به یغما داد |
||||
|
که بار قافله شد ارغوان و یاسمنش |
||||
|
فلکسری که سرودش کلام یزدان بود |
||||
|
نبود در خور چوب جفا لب و دهنش |
||||
|
گهش به دیر نشاندی، گهش به قعر تنور |
||||
|
گهی به نیزه و گه بر درخت و گه لگنش |
||||
|
مگر وفا به مکافات روز بدر نکرد |
||||
|
تطاولی که کشید از تو جسم مُمتحنش[١] |
||||
اشعار سوزناک مرحوم نیّر تبریزی در مرثیۀ حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام
[١]. دیوان اشعار مرحوم نیّر تبریزی.