مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣ - روضه استقامت و عطش شدید سیّدالشّهدا علیه السّلام (ت(
|
کفرها را درکشد چون اژدها |
هست قرآن مر تو را همچون عصا |
|
|
چون عصایش دان هر آنچه گفتهای[١] |
تو اگر در زیر خاکی خفتهای |
روضه استقامت و عطش شدید سیّدالشّهدا علیه السّلام (ت(
ختم سخن با روضۀ مناسب حضرت سیّدالشّهدا، و استقامت آن حضرت حتّی به عطش و سحق اسبان.[٢]
[١]. مثنوی معنوی، دفتر سوّم.
[٢]. لمعات الحسین، ص ٨٦:
«عبدالله بن عمّار بن یَغوث میگوید: من هیچ مغلوبی که مورد تهاجم افراد بسیاری قرار گرفته باشد و تمام اولاد او و اهل بیت او و اصحاب او کشته شده باشند، ندیدهام که قلبش محکمتر و دلش مطمئنتر و گامش استوارتر بوده باشد از حسین بن علی. در اینحال که به لشکر دشمن حمله مینمود تمام رجال و سپاهیان از مقابلش میگریختند و یک نفر باقی نمیماند.
عمر بن سعد به جماعت لشکر فریاد زد: این فرزند أنزَع بَطین (علیّ بن أبیطالب) است؛ این فرزند کُشنده عرب است! او را در پرّه گیرید و از هر جانب به او حملهور شوید!
چهار هزار نفر تیرانداز او را احاطه کردند و بین او و بین خیام حَرَمش جدایی انداختند. حضرت سیّدالشّهدا علیهالسّلام فریاد زدند:
یا شیعة آلِ أبِی سُفیان، إن لَم یکن لَکُم دینٌ و کُنتُم لا تَخافُونَ المَعادَ، فَکونوا أحرارًا فی دُنیاکُم! و ارجِعُوا إلَی أحسابِکُم إن کُنتُم عُربًا کَما تَزعُمُونَ!
”ای شیعیان و پیروان آل أبیسفیان، اگر برای شما دینی نیست و رویّه شما این است که از معاد نیز نمیترسید، پس در زندگانی دنیای خود از آزادگان باشید! و اگر همچنانکه میپندارید از طائفه عرب هستید، به حسبهای خود برگردید (و از اعمال ناجوانمردانه احتراز کنید)!“
شمر، حضرت را صدا زد که: چه میگویی ای پسر فاطمه؟!
حضرت فرمود: ”من با شما در جنگ هستم، بر زنها مؤاخذهای نیست؛ و تا وقتیکه زندهام، این لشکریان یاغی و متعدّی خود را از دستبرد به حرم من بازدارید.“
|
قال اقصِدونی بِنَفسی و اترُکوا حَرَمی |
|
قَد حانَ حینی و قَد لاحَت لَوائِحُهُ |