مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٥ - اشعاری از مولانا در تبیین جایگاه انسان
لذا انسان برای هر فعلی در خود پنج چیز مشاهده میکند:
اوّل: قوّهای که انسان را به شیطان دعوت میکند؛
دوّم: قوّهای که انسان را به راه خدا میخواند؛
سوّم: قوّهای که تشخیص صلاح و فسادِ هریک را میدهد؛
چهارم: قوّهای که انسان را مخیّر بین دو امر میکند؛
پنجم: قوّهای که موجب عملی کردن یکطرف میگردد.
مریضی که در بستر افتاده باشد، چون کاسۀ دوا به دستش دهند، آناً پنج قوّه را در خود میبیند؛ اگر کام خود را با دوا تلخ کرد، شیرینیهای آتیه بهدستش میرسد و اگر شربت بهلیمو را ترجیح داد، برای همیشه خود را از شیرینیها ممنوع خواهد کرد.
لذا انسان باید متوجه سیرش گردد:
«رَحِمَ الله امرَءًا عَلِمَ مِن أینَ و فی أینَ و إلی أینَ.»[١]
اشعاری از مولانا در تبیین جایگاه انسان
|
روزها حرف من اینست و همه شب سخنم |
||||
|
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم |
||||
|
از کجا آمدهام، آمدنم بَهر چه بود
|
||||
|
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم |
||||
|
مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک |
||||
|
دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم |
||||
[١]. الوافی، ج ١، ص ١١٦:
«رَحِمَ الله امرَءًا أعَدَّ لِنَفسِه و استَعَدَّ لِرَمسِه، و عَلِمَ مِن أینَ و فی أینَ و إلی أینَ.»
ترجمه: «خدا رحمت کند کسی را که برای نفس خویشتن آنچه را که لازم است مهیا نموده و برای قبر خویش، خود را آماده ساخته؛ و بداند از کجا آمده و الآن در کجاست و به کجا خواهد رفت!» (محقّق)