مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٦ - حکایت آتش نمودن تنور بیوهزن، به دست مبارک امیرالمؤمنین علیه السّلام
[١]
[١]* نگذارند پایمال شود؛ این امّت، امّت مقدّس و مطهّر و پاکیزهای خواهد بود. امّا اگر اجتماعی فاقد این خصوصیّت بوده و ضعفاء به حقّ خود نرسند، آن اجتماع دچار هرجومرج خواهد شد؛ و برای احقاق حقوق و رسیدگی به مستمندان و جلوگیری از اغتشاش، والی بَرّ و صالح، و در صورت عدم، والی فاجر و فاسق لازم خواهد بود.
و اینکه گفتهاند: حق گرفتنی است نه دادنی، کلام صحیحی نیست. جماعتی که بر اساس تقوا و عدالت و طهارت زندگی میکنند، دنبال میکنند که صاحب حق را پیدا کنند و حق را به او بسپارند. جماعتی که در سایۀ انسانیّت زندگی میکنند، ضعیف با شمشیر به دنبال حقّش نمیرود، بلکه قوی میآید التماس میکند و از ضعیف تقاضا میکند که: بیا حقّت را از من بگیر!
بلی، در آن جامعهای که ایمان و اسلام و حقیقت و شهادت حکمفرماست، هر کس به حق خود میرسد؛ و این جامعه باید جامعۀ انسانیت و اصالت باشد. و بالأخره روزی خواهد آمد که حکومت عدل در همۀ نقاط دنیا گسترده میشود؛ یعنی به اینجا میرسد که برای گرفتن حق، انسان احتیاج به زور و شمشیر نداشته و حقّ هر ضعیفی به او خواهد رسید. و لذا در روایت مرسله پیغمبر صلّی الله علیه و آله میفرماید:
المُلکُ یَبقَی مَعَ الکُفرِ و لا یَبقَی مَعَ الظُّلم.*
”ریاست و سلطنت و ملک و حکومت و مملکتداری، با کفر پایدار میماند، ولی با ظلم پایدار نمیماند.“
زیرا شخص کافر که در مملکتی بر افراد کافر مسلّط است، میخواهد بر همان اساس عدالت مردم را حرکت دهد؛ امّا اگر سرکرده و رئیس، ظلم و ستم کند، به رعیّت ستم میشود و به حقّ ضعیف رسیدگی نمیشود، و افرادی که در آنجا زندگی میکنند نمیتوانند به حقّ خودشان برسند. افراد ضعیفی که بخواهند به حق برسند، نمیتوانند به آسانی بدان دسترسی پیدا کنند؛ بلکه دچار دغدغه و وسوسه و گرفتگی میشوند. گرفتن حق برای آنها موجب زحمت میشود و شکایت بهسوی حاکم برای آنها ایجاد زحمت میکند و کسی به حرف آنها رسیدگی نمیکند. بسیاری از حقّ خود میگذرند؛ چون میبینند نمیتوانند به آن دسترسی پیدا کنند، و محکمۀ حاکم هم باعث تعطیل امور است، و بهاندازهای خسته میشوند تا اینکه بالأخره از آن حق صرفنظر میکنند. دراینصورت این جماعت روی خوش نخواهند دید.
* آنچه در ذهن خلجان میکرد آن بود که این روایت از روایات مشهوره و معروفه و مضبوطه در کتب حدیث و مجامیع اخبار است؛ ولی پس از فحص، به غیر از کتاب نصیحة الملوک محمّد غزّالی و مرصاد العباد نجمالدّین رازی، در کتابی یافت نشد. *