مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٩ - نزول آیاتی از سور١٧٢٨ «هل أتی١٦٤٨ » بهواسط١٧٢٨ انفاق اهلبیت علیهم السّلام
[١]
[١]* تعالى: (إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ) الى قوله تعالى: (وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا)** دربارۀ على و فاطمه و حسن و حسين و كنيز آنها كه نامش فضّه بود، نازل شده است.
و مجمل قصّه آنكه: حسنين عليهما السّلام مريض شدند. جدّشان رسول اكرم و وجوه عرب به عيادت آمدند و گفتند به اميرالمؤمنين: ”يا أباالحَسَنِ، لَو نَذَرتَ عَلَى وَلَدَيك!“ حضرت نذر فرمود كه اگر خدا شفا دهد آنان را، سه روز روزه بگيرد؛ و همچنين فاطمه نذر كرد و همچنين فضّه نذر كرد. و آنها خوب شدند و شفا يافتند، درحالیكه از خوراك در نزد آنان هيچ نبود. حضرت امير سه من جو از يهودى قرض كرد ـو در روايت ديگر تا آنكه براى او پشم ببافدـ جو را نزد فاطمه آورد. يك منِ آن را آسيا كرد و نان پخت، و هنگامى كه نماز مغرب را بجاى آوردند نان را در پيش آنان گذارد كه ناگهان مسكينى درب خانه آواز برآورد:
السّلامُ عَلَيكُم يا أهلَ بَيتِ مُحَمَّدٍ! أنا مِسكِينٌ مِن مَساكينِ المُسلِمينَ، أطْعِمُونِى مِمّا تَأكُلُونَ أطعَمَكُمُ اللهُ عَلَى مَوَائِدِ الجَنَّة.
[سلام بر شما اى اهل بيت محمّد، من مسكينى از مساكين مسلمين هستم. از آنچه مىخوريد مرا نيز اطعام كنيد. خدا شما را از غذاهاى بهشت اطعام كند. مترجم]
على سهميۀ خود را داد و فاطمه داد و فضّه نيز داد، چيزى نخوردند مگر آب؛ و در بعضى از روايات حسنين نيز چيزى نخوردند و دادند. چون روز دوّم شد فاطمه يك من از جو برداشت، آرد و خمير نموده نان پخت و شبانگاه نزد على گذارد:
فَإذًا يَتيمٌ بِالبابِ يَستَطعِمُ و يَقولُ: ”السّلامُ عَلَيكُم يا أهلَ بَيتِ مُحَمّدٍ! أنا يَتيمٌ مِن يَتامَى المُسلِمِينَ أطعِمُونِى أطعَمَكُمُ اللهُ عَلَى مَوائِدِ الجَنَّة.“
[در اين هنگام يتيمى مقابل درب منزل آمده و طلب طعام نمود درحالىكه مىگفت: ”سلام بر شما اى اهل بيت محمّد، من يتيمى از ايتام مسلمين هستم؛ مرا اطعام كنيد! خدا شما را از غذاهاى بهشت اطعام كند!“ مترجم]