مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٩ - بیان تمام جهات سیاست و عدالت، در نامه امیرالمؤمنین به مالکاشتر
معمولی برمیدارد، آن کسی که غریبه و خودی را در برابر قانون یکسان میبیند، جز علی نیست.
امیرالمؤمنین فرمود: «به خدا قسم اگر دنیا را به من دهند و بگویند پر کاهی را از دهان موری خارج کن، نمیکنم.»[١]
داستان ورود طلحه و زبیر خدمت امیرالمؤمنین و تعویض چراغ توسط امام حسن علیهما السّلام
داستان ورود طلحه و زبیر خدمت حضرت، و حساب نمودن حضرت بیتالمال را، و تعویض چراغ توسط امام حسن.[٢]
بیان تمام جهات سیاست و عدالت، در نامه امیرالمؤمنین به مالکاشتر
تمام حکمروایان باید علی را سرمشق حکومت خود قرار دهند. در خطبهای که به مالکاشتر والی مصر مینویسد، تمام جهات سیاست و عدالت را گردآورده است:
[١]. نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٦. امام شناسی، ج ٧، ص ٤٠:
«واللهِ لَو أُعطِیتُ الأقالِیمَ السَّبعَةَ بِما تَحتَ أفلاکِها عَلَی أن أعصِی اللهَ فِی نَملَةٍ أسلُبُها جِلبَ شَعِیرَةٍ، ما فَعَلتُ! و إنَّ دُنیاکم عِندِی لأهوَنُ مِن وَرَقَةٍ فِی فَمِ جَرادَةٍ تَقضَمُها. ما لِعَلِیٍّ و لِنَعِیمٍ یَفنَی و لَذَّةٍ لاتَبقَی؟!
”سوگند به خدا که اگر اقالیم هفتگانه را با آنچه در محاذات آنهاست تا کهکشانهای آسمانها به من بدهند، در مقابل آنکه عصیان خدا را بجای بیاورم دربارۀ مورچهای، بدین طریق که پوست دانۀ جوی را از او بگیرم، نخواهم کرد! و این دنیای شما در نزد من از یک دانۀ برگی که در دهان ملخی مشغول جویدن آن است، پستتر و بیارزشتر است. علی را چه کار با نعمتی که فانی میشود و لذتی که پایدار نمیماند؟!“»
[٢]. احقاق الحق، ج ٨، ص ٥٣٩؛ المناقب المرتضویّة للکشفی الحنفی، ص ٣٦٥:
کانَ أمیرُالمؤمنینَ علیٌّ دَخَلَ لَیلةً فی بَیتِ المال یَکتُبُ قِسمَةَ الأموالِ؛ فَوَرَدَ عَلیهِ طَلحةُ و زُبَیرُ. فأطفَأ علیهالسّلام السِّراجَ الّذی بَینَ یَدَیهِ، و أمَرَ بإحضارِ سِراجٍ آخرَ مِن بَیتِهِ. فَسَألاهُ عَن ذَلک، فقال: ”کانَ زَیتُهُ مِن بَیتِ المالِ؛ لا یَنبَغی أن نُصاحِبَکُم فی ضَوئِهِ.“»
ترجمه: «مولا صالح کشفی حنفی گوید: شبی امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام برای نوشتن تقسیم اموال به محل بیتالمال رفت که طلحه و زبیر بر آن حضرت وارد شدند. امام علیهالسّلام چراغی را که در برابرش روشن بود، خاموش کرد و امر فرمود تا چراغ دیگری از خانهاش بیاورند. آن دو از علت این کار پرسیدند؛ فرمود: ”روغن آن از بیتالمال تهیه شده بود، و سزاوار نبود که در نور آن با شما صحبت کنم و به کار شخصی شما بپردازم!“» (محقّق)