مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٢ - تسلط معاویه بر حضرت امام حسن علیه السّلام
داستان میرزای بزرگ شیرازی و تنباکو.[١]
عدم تفکیک دین از سیاست
قضیۀ تفکیک روحانیت از سیاست؛ خانهنشین کردن علماء؛ تسلط کفر.[٢]
تسلط معاویه بر حضرت امام حسن علیه السّلام
تسلّط معاویه بر حضرت امام حسن علیه السّلام.[٣]
[١]. رجوع شود به مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٨١ ـ ٣٩١. (محقّق)
[٢]. امام شناسی، ج ٨، ص ١٦١؛ مطلع انوار، ج ١٢، ص ٢٦٥.
[٣]. امام شناسی، ج ٨، ص ٢٦٣:
«زبیر بن بکار میگوید: شنیدم که مدائنی میگفت: مُطرف بن مُغیرة بن شُعبه گفت:
من با پدرم مغیرة بن شعبه بهعنوان ورود و میهمان بر معاویه وارد شدیم. پدرم نزد معاویه میرفت و باهم گفتگو داشتند، و پس از آن به نزد من میآمد و مطالب گفته شده نزد معاویه را برای من میگفت؛ و از عقلش سخن میگفت و از سخنانی که از او شنیده بود در شگفت میماند. تا شبی پدرم از نزد معاویه بازآمد و از خوردن شام امتناع کرد. من او را غمگین یافتم و ساعتی به انتظار ماندم و چنین میپنداشتم که غصّۀ او دربارۀ ما و یا عملی است که از ما سر زده است. من به او گفتم: ای پدر، چرا تو را از شب تا به حال غمناک مینگرم؟!
گفت: ای فرزند من، من از نزد خبیثترین و فاسدترین مردم آمدهام!
گفتم: چگونه!
گفت: من درحالیکه با او خلوت کرده بودم، به او گفتم: ای امیر مؤمنان، مرتبه و مقام تو از میان ما به درجه و منزلت عالی رسیده است که از هر جهت در ما تأثیر شدید داری! چه خوب بود که اینک عدل و داد خود را نمایان مینمودی و خیر خود را گسترده میکردی؛ زیرا که در این وقت تو پیر شدهای! و چه خوب بود که به برادران خودت از بنیهاشم نظر محبّت میکردی و صلۀ رحم مینمودی! سوگند به خدا که امروز چیزی در دست ایشان نیست که تو از آن ترس داشته باشی! معاویه در پاسخ من گفت:
هَیهاتَ هَیهاتَ! مَلَک أخُو تَیمٍ، فَعَدلَ و فَعَلَ ما فَعَلَ؛ فَو اللهِ ما عَدا أن هَلَک، فَهَلَک ذِکرُهُ إلّا أن یقُولَ قائِلٌ: أبُوبکرِ. ثُمَّ مَلَک أخُو عَدی، فاجتَهدَ و شَمَّرَ عَشرَ سِنینَ؛ فَوَ اللهِ ما عَدا أن هَلَک فَهَلَک ذِکرُهُ إلّا أن یقُولُ قائِلٌ: عُمَرُ. ثُمَّ مَلَک أخُونا عُثمانُ، فَمَلَک رَجُلٌ لَم یَکُن أحَدٌ فِی مِثلِ نَسَبِهِ، فَعَمِلَ ما عَمِلَ (وَ عُمِلَ بِهِ)؛ فَوَ اللهِ ما عَدا أن هَلَک فَهَلَک ذِکرُهُ و ذِکرُ ما فُعِلَ بِهِ. و إنَّ أخا هاشِمٍ یَصرَخُ بِهِ فِی کلِّ یومٍ خَمسَ مَرّاتٍ: أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ. فأیُّ عَمَلٍ یَبقَی مَعَ هَذا؟ لا أمَّ لَک! واللَهِ إلّا دَفنًا دَفنًا!* *