عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٥ - مدح و ذم در روايات
نيايد كه برترين عمل عبادت و تواضع است[١].
عدهاى در برابر اميرالمؤمنين ٧ حضرت را مدح كردند، امام ٧ به پيشگاه حق عرضه داشتند:
خدايا! تو از من بر من داناترى و من از آنان بر خود آگاهترم، خدايا! مرا به آنچه بر من گمان دارند بهتر قرار ده و از آنچه از من نمىدانند بر من ببخش[٢].
امام باقر ٧ در موعظه بسيار پرارزشى به جابر جعفى فرمودند:
چون تو را مدح گويند خوشحال مشو و چون مذمت كنند جزع مكن، در آنچه دربارهات گفتهاند انديشه كن، اگر آنچه را از بدى در حقت گفتهاند در خود يافتى و برآن در حالى كه حق بود خشمگين شدى. پس بدانكه مصيبت ساقط شدنت از عنايت و فيض حق بر تو بزرگتر از مصيبت افتادن از چشم مردم است و اگر خلاف آن بودى كه دربارهات گفته شده، بدون رنج و زحمت به كسب ثواب نايل شدهاى.
اى جابر! بدان و آگاه باش كه اگر تمام اهل شهر بگويند جابر آدم بدى است و يا همه بگويند آدم خوبى است و تو بر تكذيب مردم بد حال و بر تعريفشان خوشحال شوى دوست ما نيستى، اى جابر! براى هميشه خود را بر كتاب خدا عرضه كن، اگر راه رو راه حقى، اگر نسبت به آنچه بايد زهد ورزى زاهدى و نسبت به آنچه بايد رغبت داشته باشى راغبى و نسبت به آنچه بايد بترسى خايفى، پس به همين حال ثابت باش و من تو را به نجات و بهشت بشارت مىدهم، در اين صورت تكذيب مردم به حال تو چه ضررى دارد و اگر هماهنگ قرآن نيستى پس به چه برنامهاى مغرورى؟[٣]
[١] - تحف العقول: ٣٠٣.
[٢] - نهج البلاغة: ٤٨٥، حكمت ١٠٠؛ بحار الأنوار: ٣٤/ ٣٤٣، باب ٣٥، حديث ١١٦١.
[٣] - تحف العقول: ٢٨٤؛ بحار الأنوار: ٧٥/ ١٦٣، حديث ١.