عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٣٥ - فتوا از نگاه بزرگان
هم او اضافه مىكند:
من در همين مسجد صد و بيست نفر از اصحاب رسول خدا را درك نمودم، هيچ يك از آنها حديثى را بازگو نمىكرد مگر آن كه علاقهمند بود برادر دينى او بجاى او سخن بگويد و هيچ كسى نيز راجع به فتوايى پرسش نمىكرد مگر آن كه مىخواست برادر ايمانى او پاسخ آن فتوا را بيان كند.
براء مىگويد:
من سيصد نفر از ياران پيامبر گرامى اسلام ٦ را در جنگ بدر ديدم، همه آنها به گونهاى به سر مىبردند كه مايل بودند يار و رفيقش به جاى آنها فتوا صادر كند[١].
ابن عباس مىگفت:
اگر كسى در هر مسئلهاى بدون مطالعه به مردم فتوا دهد ديوانهاى بيش نيست[٢].
پيشينيان فرمودهاند:
عالم و دانشمند دينى در فضايى خالى ميان خدا و خلق او قرار دارد، بايد بنگرد با چه كيفيتى در ميان آنها قرار مىگيرد و اين خلأ را جبران مىكند.
يكى از بزرگان به يكى از اصحاب فتوا گفت:
چنان مىبينم كه به مردم فتوا مىدهى، آن گاه كه شخصى نزد تو مىآيد و درباره مسئلهاى از تو سؤال مىكند، اهتمام و كوشش تو نبايد در اين جهت محدود و مصروف گردد كه او را صرفا از آن حالتى كه دچار آن است رهايى بخشى، بلكه بايد سعى و همت تو در آن جهت صرف گردد كه خويشتن را نيز از آنچه راجع به آن
[١] - منية المريد: ٢٨٣.
[٢] - منية المريد: ٢٨٤.