عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٣ - تواضع در برابر خدا
تواضع در برابر خدا
قرآن كريم منبع حقايق و سرچشمه معارف و كتاب حسنات و بازگو كننده واقعيتها است.
بىتوجهى به كتاب خدا، در حقيقت بىتوجهى به خدا و غفلت از عوامل رشد و كمال است.
قرآن مجيد مبين واقعيتهايى است كه اگر انسان به آنها توجه كند، از بهترين حالات ملكوتى در دنياى نفس و قلبش برخوردار شده و به تمام اعمال صالحه و صفات حميده و اوصاف پسنديده آراسته مىگردد.
يك قسمت از قرآن مجيد نمايشگر اوصاف و اسماى الهى است كه راه شناخت حضرت او بسته به معرفت اين اوصاف و اسما است كه چون با دقت در آن آيات معرفت حاصل شود به دنبال آن معرفت تواضع قلبى كه همان تسليم در برابر اوست مىآيد و به دنبال تواضع قلبى فروتنى تن كه همان عبوديت و بندگى است تجلى مىكند، به اين صورت كه چون قلب و يا نفس به حالت تواضع آراسته شود، چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و شهوت در مدار اطاعت قرار گرفته و به تمام احكام عبادى و فقهى و اخلاقى و اجتماعى و آخرتى و معنوى سر مىنهد.
|
گر كسى يابد در اين كو خانهاى |
هر دمش واجب شود شكرانهاى |
|
|
هر كه او بويى ندارد زين حديث |
هر بن مويش بود بت خانهاى |
|
|
هر كه در عقل لجوج خويش ماند |
زين سخن خواند مرا ديوانهاى |
|
|
هر كه اينجا آشناى او نشد |
او بماند تا ابد بيگانهاى[١] |
|
[الحمد لله الذي خلق السماوات و الأرض و جعل الظلمات و النور ثم الذين كفروا بربهم يعدلون][٢].
همه ستايشها ويژه خداست كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكىها و روشنى را پديد آورد. [با اين همه نشانهها كه گواهى بر يكتايى و قدرت اوست] باز كافران براى پروردگارشان [بتها و معبودهاى باطل را] شريك و همتا قرار مىدهند.
آنان كه به انكار حضرت او برخاستهاند و بر حقيقتى كه از هر چيز روشنتر است پرده مىپوشند و هزاران سال است قلوب و مغزهاى عادى را جولانگاه اباطيل و مزخرفات خود كرده، چرا تاكنون دليل و برهان قانعكنندهاى بر ادعايشان اقامه نكردهاند و اگر اقامه نمودهاند در كدام كتاب و مجله علمى است؟ من خود كتابهاى اصلى منكران حق را چه آن كتابهايى كه در داخل ممالك اسلامى نوشتهاند و چه در خارج مطالعه كردهام، آنچه آنان درباره مبدأ عزيز عالم نوشتهاند فقط ادعاى محض است و تاكنون استطاعت و قدرت اثبات آن ادعا را حتى با يك دليل نداشتهاند و بسيارى از آنان در نوشتههاى خود جز عصبيت و لجبازى چيزى ندارند و سخنى كه عقل و وجدان را آرام و راحت نمايد و به قلب اطمينان دهد نياوردهاند، بافته مغز عليل را يافته حساب كرده و مرض را سلامت و ظلمت را نور و مرگ را حيات قلمداد نمودهاند و از اين راه به خود و مريدانشان خسارت سنگين زدهاند، آنان مىگويند: مبدأ ماده ازلى و يا طبيعت و يا تصادف است و بر اين مدعا حكمت و برهان و استدلال منطقى تاكنون اقامه نكرده و بعد هم نمىكنند، بايد به اينان گفت: شما كه بالاخره قائل به مبدأ هستيد، چرا اسم حقيقى او را كه الله است
[١] - انعام( ٦): ١.
[٢] - انعام( ٦): ١.