عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٠ - ريشه طمع
تحقيق بنگرى ريا نيز از طمع خيزد و چون اين دو صفت لازمه يكديگرند و از هم منفك نمىشوند حضرت حق جل وعلا در شأن حضرت امير و خلوص و پاكى و بىريايى و بىطمعى آن جناب فرمود:
[إنما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء و لا شكورا][١].
[و مىگويند:] ما شما را فقط براى خشنودى خدا اطعام مىكنيم و انتظار هيچ پاداش و سپاسى را از شما نداريم.
طمع از عجب ظاهر مىشود و آن را تعلق به نفس انسانى است؛ زيرا كه اين نه از روى احتياج است، بلكه از راه فرط نخوت و كبر ناشى مىشود چنان كه فرعون لعين كه از غلبه عجب خود را بدان كبرى كه داشت و در خلقت او متمكن و مركوز بود، خود را مستحق آن دانست كه طاعت او بر همه واجب است تا چنان ترك ادبى از آن بىادب صادر شد و از جهل نفس و غرور دنيا و نخوت ملك، كليم الله را بدين نوع تهديد كرد كه:
[قال لئن اتخذت إلها غيري لأجعلنك من المسجونين][٢].
[فرعون] گفت: اگر معبودى جز من بگيرى، قطعا تو را از زندانيان [كه زير سختترين شكنجهاند] قرار خواهم داد.
و اين هر سه نوع كه تقرير كرده شد در اصطلاح طمع است و از جمله مهلكات است.
[١] - انسان( ٧٦): ٩.
[٢] - شعراء( ٢٦): ٢٩.