عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤ - انسان و روح اعظم در كلام ملا صدرا
اعظم صورت كل موجودات است، هم چنان كه او هم علت فاعلى و هم نتيجه مطلوب اشيا است و صورت در حقيقت تركيبى و در هر ماهيت نوعى عبارت از تمام آن ماهيت است، آيا مشاهده نمىكنى كه تخت چوبى كه مبهم و نامعلوم است و حيوان به واسطه نفس و حسش حيوان است نه به بدن و جسمش، هم چنين علت فاعلى هم تمام حقيقت معلول است؛ زيرا معلول پرتوى از فيض وجود او و تراوشى از درياى بىپايان جود اوست و آن بدين جهت است كه علت همانگونه كه حكماى الهى در علوم الهيات بيان كردهاند، همانند تابش از خورشيد و گرمى از آتش و نم از درياست و آن علت، فاعل تام و تمام فاعل از آن جهت كه فاعل است بوده و تمام كمالات نيز در او جمع مىباشد.
اما اشتمال و فراگيرى روح عقلى انسان كامل مر كليه ممكنات را، از آن جهت است كه او كتاب مبينى است كه خلاصه و گزيده جهانهاى وجودى بوده كه كليات و جزئيات و افراد آن را فرا گرفته است، اما هنگام رسيدن و اتصال به آنان فرقى بين او و بين قلم حقتعالى در احاطه و اشتمالش به تمام موجودات نيست.
از شگفتىهاى آفرينش الهى و از عجايب خلقت او آفرينش انسان است كه خداوند رحمان او را جهانى همانند جهان ربوبى آفريده و نشأه جامعى پديد آورده كه مجموع آنچه كه در ديگر عوالم و نشآت وجودى است در آن گرد آمده است.
بلكه ذاتى خلقت فرموده، موصوف به تمام آنچه كه ذات احدى او بدانها توصيف و تعريف مىگردد، از صفات جمال و جلال و آثار و افعال و عوالم و نشآت و خلايق و قلم و لوح و قضا و قدر و فرشتگان و افلاك و عناصر و مركبات و بهشت و دوزخ و مالك و غيره.
خلاصه، آن كه انسان كامل را خداوند نمونه و مثالى از جهت ذات و صفت و فعل براى خود آفريده و شناخت اين پديده شگفتانگيز و اين نظم زيبا و لطيف